Machine transcription
۵۵
دلاگر - خردمن - دبو هو ـ شيار - مكن محـ بتى جا هلا اخ تيار
فعولن فعولن فعولن فعول فعولن فعولن فعولن فعول
( ديگر )
بسر سودای زلف دلبر افتاد * عجب فکر پریشان در سر افتاد
چنانم بی نیاز از گوهر اشك * که از چشم ترمن گوهر افتاد
بدل از هر طرف عم می نهد رو * مگر این خانه بی بام و در افتاد
دلم را غمزۂ شوخ تو برده است * مسلمانی بدست کافر افتاد
کنون ز ان کج حساب از ما مپرسید * حساب ما و او در محشر افتاد
بر افتادم ز بالای بلندش * نمی پرسد ز من هستم بر افتاد
سر افتاده شد پامال نازش
چه خوش افتاده برمن این سر افتاد
بسر سودا - ی زلفی دل - بر افتاد
وزن ۱۱۱۰ ۱۱۱۰ ۱۱۰
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل
غزل فوق از بحر هزج باشد .
( دیگر )
بهار آمد که داغ لاله گیرد گل فشانی را * گل ابر طراوت خیزشوید نقش مانی را
ز بیتابی دماغ شمع را بسیار میسوزد * نمیداند چرا پروانه رسم جان فشانی را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
