Machine transcription
- ٢٥ -
در جهان شاهدی و ما فارغ * در قدح جرعه و ما هشیار
رخت بردار ازین سرای که هست * بام سوراخ و ابر طوفان بار
چون ترا از تو پاک بستانند * دولت آن دولت است و کار آن کار
با چنین چار پای بند بود * سوی هفت آسمان شدن دشوار
آفرینش نثار فرق تواند * بر مچین چون خسان ز راه نثار
راه توحید را بعقل مپوی * دیدۀ روح را بخار مخار
بخدا گر کسی تواند بود * بی خدای از خدای برخوردار
چه روی با کلاه بر منبر * چه شوی باز کام در گل زار
خود کلاه وسرت حجاب تواند * تو میفزای بر کله دستار
کله آن گه نهی که در فتدت * ریگ در موزه كيك در شلوار
ره رها کرده از انی گم * عز ندانسته از انی خوار
نشود دل چو تیر تا نشوی * بی زبان چون دهانۀ سوفار
نه فقیری چودین و دنیا گشت * مر ترا پای بند و دست افزار
نه فقیهی چو حرص و نخوت گشت * مر ترا فرع جوی و اصل گذار
عالمت غافل است و تو غافل * خفته را خفته کی کند بیدار
غول باشد نه عالم آنکه ازو * بشنوی گفت و نشنوی کردار
کلبۀ کاندر و نخواهی ماند * سال عمرت چه ده چه صد چه هزار
دعوی دل مکن که جز غم حق * نبود در حریم دل دیار
ده بود آن نه دل که اندر وی * گاو و خر گنجد و ضیاع و عقار
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
