Machine transcription
فتوحات اسلامی جلد ثانی (۲۵۹) خلافت سلطان محمد ابن عبدالحمید
دست شان نگریخته بام سرای بالا رفته خود را میان اسیران
مخفی نمود در بود در حالیکه دستش را پاسبان سلطان مصطفی
بخنجر مجروح کرده بودند نفری برق دار بعد از تجسس او را ببام
یافته بزینه نشانده بمیدان سرای فرود آمد چون نظر بیرق دار به
سلطان افتاد مسرور گشته بر خلاصی سلطان محمود از دست
برادرش سلطان مصطفی ثنای خدا را گفته قدمهای
سلطان محمود را بوسه داد
خلافت سلطان محمد ابن عبد الحمید
سلطان محمد وقتیکه نزد آن جماعت رسید او را بر تخت سلطنت
نشانیدند و تکفل امور پادشاهی را باو سپردند سلطان محمود
بعد از جلوس برای یکرانی بدستور خود احکام نمود که سلطان
مصطفی را حبس کنند و مصطفی پادشاه را که مشهور به برق دار بود
صدر اعظم کردید او را مرجع امور عامه نمود صدر اعظم اراده
کشیدن انتقام را از کسانی که با بر قتل سلطان سلیم مبادرت
ورزیده بودند نموده عساکر زیادی ترتیب کرد ارباب حل و
عقد مملکت را طلبیده دلایلی راجع باعتبات خود در تعلیم و تربیه
عساکر واجرای امور سلطنت اظهار داشته و از انها
استشاره نمود او نشان بیانات و مقتضیات صدر اعظم را
تصدیق نموده و با او پیمان کردند که در تمام مسائل و اراداتی
که صدر اعظم راجع به ترقی امور مملکت و آسایش رعیت بنماید
با او موافقت کنند و صدر اعظم بعد از حصول پیمان بترتیب مکتب
عسکر و اجراآت امور باصول و طرز جدید شروع نمود درین حال
یک حصه از اهالی اظهار مخالفت نموده و مظنات مدعی راجع بصدر
اعظم در خاطر پرورانیدند تا آنکه علناً صدر اعظم را طعن زده و
آنرا کافر میگفتند اعلان ها در بازار ها اشاعه نمودند حتی بدروازه
خود صدر اعظم نوشتند که مرگ این نزدیک است و عنقریب
بسزای خود میرسد انقلابات داخلی و اختلافات هر روزه شد
گرفته حصه مخالفین بصد اعظم اسلحه برداشته و برای کشتن کسانی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
