Machine transcription
فتوحات اسلام جلد ثانی
(۲۵۸)
ولایت سلطان مصطفی بن عبدالحمید
مصطفی بر تخت نشست زمام احکام را بدست قائم مقام
کوهچه موسی پاشا تفویض نمود و ایضاً بمفتی شیخ الاسلام
عطا الله افندی بردند چون این خبر بصدر اعظم حلبی مصطفی پاشا که
رئیس لشکرهایی که جهته قتال روسیه بر آمده بودند بود رسید به
واسطه این امر غمناک گردیده غضب شدیدی نمود خود او و
کسانیکه از عسکر ی با او بودند که از جمله شان مصطفی پاشا بیرق دار
با روسیه صلح را منعقد نموده با لشکر بازگشته تا تدارک این امر
را نمایند دلبکر القشاریه که به قسطنطنیه بود آدم فرستادند و
باینان گفتند که ما بمدد شما آمدیم و با شما هم رغبت تما ما کلیم تا اینکه
باین سخنان مطمئن شوند و داخل شهر شدند قسطنطنیه را مگر بعد از میثاق
مصطفی پاشا بیرق دار اراده نمود ارجاع سلطان سلیم و گرفتن
سلطان مصطفی را از صدر اعظم مساعدت را طلب نمود در وی
انکار کرد از خوف بدی آخر کار با بیرق دار غضب شدید نمود و امر
بحبس وی داد خبر بسلطان مصطفی رسید مردان را فرستاد
که سلطان سلیم را بقتل رسانند بر سلطان داخل شدند که وی
نماز عصر را میخواند صبر نکردند که نماز را تمام کنند بر وی جستند و آن را
بزمین انداختند پس برخاست حمله کننده برایشان مانند شیر
و انداخت ایشان را و خود وی قوی بود بنهایت بعد بر وی تقلب
نموده و یرا خفه کردند تا اینکه مرده وی را برداشته بزودی
پیش روی مصطفی پاشا انداختند و این در سنه یکهزار و دو صد
و بیست و سه عمر سلطان سلیم چهل و هشت بعد از ان جوانان
خود را فرستاد تا برادر وی سلطان محمود را نیز خفه کردند بعد از ان
بیرق دار هجوم آورد با جماعت شتاب کنان جهته رهایی دادن سلطان
سلیم پس یافتند وی را که کشته گردیده او را مرده یافتند بیرق
دار گفت شما را لازم است که سلطان محمود را که یگانه وارث تخت
سلطنت و بقیة آل عثمان است خلاصی بخشید سپاهیان بحضور
سلطان مصطفی رفته خواهش سلطان محمود را نمودند سلطان
محمود وقتیکه سپاهیان سلطان مصطفی عزم کشتن او را داشتند از
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
