Machine transcription
فتوحات اسلامی جلد دوم
(۱۴۱)
گرفتن تترها بغداد را و کشتن خلیفه
کشته و دچار و دیگری سنجیده و چند نفر اصحاب خود را روانه نموده شط بغداد را بریده آبرا
متوجه عسکر خلیفه ساخت و سیلاب مدتش در شب آمده و هیبت عظیمی در بین لشکریان
شد و یکبخت در ان شب کسی بود که یک سوارشی یافته خود را از طوفان نجات داد خلیفه
از انجا مراجعت تا جج دو در بطائن مذکور هلاکوخان را از واقعه خبر داد نموده مراجعت نمود خلیفه
مند شد تترم بکمال اطمینان آمده و هیچ کسی که از ایشان دفاع کند صبح که چند نفری از عساکر
مصادمت نمودند هم ناکام شدند و تترها اطراف بغداد را گرفتند و ابن علقمی نزد خلیفه آمده گفت
امین میروم و از طرف شما مصالحه میکنم باید خلیفه رضا با هلاکو معنی تا عنان شخصی گرفته و امیر
نزد خلیفه آمد گفت که هلاکو خیال دارد دختر خود را به پسر تو داده او را بر تخت نشانده و و اپس قوج
کند خلیفه بدبخت هم اعیان و اکابر و علماء شهر بر آمده بر است قبال رفت همین که نزدان سفاها
رسیدند حکم بر گرفتاری شان نموده همه را گردن زد خلیفه و پسر انرا در باره های پشم انداخته
مالید بعضی میگویند غرق نمود و بعد در شهر داخل شده سمی چهار روز شمشیر را در اہل ان گذاشت
بر کسی رحم نکرده شیوخ و اطفال را هم مستثنی نموده دایما سلافه را بشن لایق محلات بسته بقله کریب
شهر را بعد از انچه اکثر اهالی را کشته بودند اتش زده میگویند تعداد کشته گان از دو میلیون سی هزار
زیاده بود بعد از ان بغداد در امان داده و سلطنت بنوالعباس را منقرض نموده و اسلام
را مدت سه و نیم سال بی خلیفه گذاشتند ایام خلافت مستعصم پانزده سال و هشت ماه و عمر آن چهل و
هفت سال بود ابن علقمی هم بمقصد خود کامیاب نشده بعد از چند روز هلاکو خان او را گرفته و بانها
خیلی شنیع او را نسبت نموده بگفت در حالیکه تو بخدوم خود در رنج و خیانت نمودی تتر از توچه
امید کند و بعد او را خیلی بافتضاح بقتل رسانید ابن علقمی تصور میکرد که بعد از خلیفه خود شر پاس خواهد
نمود لا کن تبریان بدروز براش ماست و او احیراً انرا کشته بعضی میگویند که بعد از قتل خلیفه بکام
ریاست وزیر بعضی از تتر را می ذلیل فرومایه برا ست و سوار شده و سوار و پیاده بساط و زیر حاضر شد
و سواره و زیر را می طلب نمود با او حرف میزد که اسب نانماز بکدور د بساط بول نموده و قطرات
ان بکالای وزیر پاش می شد اما وزیر برای اینکه بمقصد رسیده و این نعمت ارزان و از کسان ج
مار کرد به ملال ظاهر نکرده بقوت قلب با ان تا تار مکالمه می میکرد لا کن روزی که کار و بار برین
معکوس شد پشیمان شده و فایده برای راست دازان که انواع فرار یرا از دو بل تتر شما
بسیار بد افسوس کرده میگفت که قضا او در پیل من آن جویجه اسیم جریان نمود مردم بغداد
رجیم می درعی ان یان متصاد دت نشده میگفتند ای قاع شوم تو کاری کار بایز می حسینی را
نتیجه نموده بودی پس سید الدین مختار سادات اشراف فاطمیه بغداد بسیار والی اعمال سیئه
تنها و بیست و هم سنه ششصد و نیجاه شش داخل بغداد شده و خلیفه را کشتند اک ابن علقمی با او ایا محرم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
