BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 633

Page 633

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 633 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامیه جلد دوم (۴۰) گرفتن تتر بغداد را و کشتن خلیفه سقوط اعلم خداوند و هر چون بوقت موعود بود رفته رفته اسباب هم مهیا شده رسیدن وقت را منتظر می گشتند از جمله اسباب یکی این بود که وزیر خلیفه شخصی رافضی بود و همیشه کوشش میکر که خلافت از بنی العباس بن علویین منتقل شود و بخیالش رسیده بود که این مسئله را بدرجه اتمام نخواهد رساند تا این که مدد و اعانت از قوم تتر نشان ممکن است با ایشان مصالحه نموده و یکی از علویین را مسند خلافت بنشاند ازین جهته همیشه با انها مکاتبه نموده در راه آمدن تتر را مهیا و ترغیب خود بغایت بدست آمدن اشیا ایشان نشان میداد خلیفه هم که خلافت را به آن وزیر تفویض کرد و هیچ مسئله را از انقیاد و مشوره ان بیرون نمی شده اگر چه خلیفه شخصی پاک عقیده و اهل سنت شخصی عالم اصول و فروعی محب علماء بود باز هم از نقطه عقل و تدبیر قدری ضعیف شخصی ست عمر و بازین و [ILL] از وزیر مذکور در مدین محمد بن عامر معوض نمود تا اینکه خود و رعیت خود را بدست بخود هلاکت اندرزیده و بر آن یه هلاکوخان بن تولی خان بن چنگیز خان نوشت که تو یک حرکت نموده بشوی بغداد شتاب کن من قطعاً که شهر را بتو تسلیم کنم و یکی از جمله اسباب این بود که در انروز ها بغداد نزاعی در بین شیعه و اهل سنت واقع شد و صدمات مالی و جانی به بعضی محله رسیده باعث غیظ و غضب این باغی شده بود که هلاکو خان ایغور پیشق با آن عراق مبعوث و نیز مذکور بهلاکو نوشت که عساکر باطراف آورده مجتمع میسازم و من بطرف تو کار میکنم هلاکو در جواب نوشت که عساکر خود را بیا و اگر میگفتی خود صادقی باید که عساکر آترا متفرق کنی وزیر با تر این مکتوب بنزد خلیفه رفته گفت که اکنون که تاتار ما مراجعت نموده و بوجه احتیاجات باید به مال داری لازم نیست که صدهزار لشکر داشته باشی فقط امروز پانزده هزار لشکر کفایت میکند خلیفه بدبخت هم قبول نموده وزیر را به اجرای این امر ماذون نمود وزیر سه چهار حصه نفر را از دیوان وضع نموده و ایشانرا جواب داده از شهر بیرون نمود و بهلاکوخان صورت احر آلت خود را نوشت تصور وزیر این بود که همین که تتر ها بغداد برسند خلیفه را با خاندان آن کشته و چیزی خرابی کرده و اپس میروند و در انوقت بغداد بجز من کسی دارای قدرت باقی نمی ماند من قیام میکنم و یکی از علویین را که رافضی باشد خلیفه مقرر خلیفه می سازم و به اهل سنت حکم قتل عام میدهم هلاکو که ازین واقعه خبر شد همراه عسکر زیا دی اگری ها و سپاه موصل جانب بغداد شتافته در سنه ششصد و پنجاه و شش عازم بغداد شده در ان نزول نمود خلیفه هم کمالش تهیه نموده و مردم بغداد را بجنگ و دار نموده و مردم هم برجنگ امیر مخالفت نموده بعد از مقابله شدیدیتر با منهزم و مسلمانها فاتح شدند تتر ها شکست خیلی فاحش یافته نفری زیادی از ایشان مقتل رسید و بسیاری اسیر شدند و مسلمانان تا یک اندازه ایشان را تعقیب کردند و خیلی تباهی بایشان رسانیده و بضیروزی اطمینان بخیمه گاه خود مراجعت نمودند این علقمی که خلاف آرزوی آن شده و نزدیلی اقلیمی خود هلاکو منفعل گشته

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 633. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/633 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/633
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record