BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 598

Page 598

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 598 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی جلد ثانی ( ۵ ) خروج تاتار ایشان شهرهای اسلامی آن بود که ملکی از ملک‌های اسلام بر خراسان تا ماوراءالنهر و بالی که خوارزم شاه نامیده میشد در بین آن و تا تا ر نزاع افتاد و با یکدیگر مقابله کردند امر تاتار وسعت یافت تا اینکه آمد از دست ایشان آنچه خوارزم شاه نسبت بنوش تکین که غلام بعض امیران سلجوقیه بود می‌رسید و بنهایت خوش اخلاق بود تا اینکه مقتدا و مرجوع الیه گردید بعد از برای نوش تکین فرزندی تولد شده محمد خوارزم شاه نامیده شخصی عارف و ادیب روشن ضمیر با تدبیری گردید تقدیر بغداد نامی در سنه ۴۹۰ فتنه را در خوارزم واقع گردانید امیر خوارزم را که تخت حکم سلاطین سلجوقیه و خلفا عباسیه بود بقتل رسانید بعد از آن مملکت خوارزم را از برای محمد خوارزم شاه بن انوشتکین تفویض و او را والی گردانیده پس از آن مملکت در پسران او میراث برده بر ایشان وسعت یافت کار ایشان بزرگ گردید هر یک از اوشان ملک شدی خوارزم شاه نامیده میشد و روز بروز مملکت ایشان قوت یافته وسعت میگرفت تا اینکه بمملکت‌های دیگر غلبه کردند از سرحد عراق تا ترکستان بتصرف ایشان بوده مالک شدند تمام خراسان و غزنه و کابل و بعض هند و سجستان و کرمان وطبرستان و جرجان و بلاد الجیل او بعض فارس و همیشه این ممالک را پسراخ یکدیگر میراث می‌بردند تا سنه ۵۹۶ که ملک این مملکت محمد خوارزم شاه بن تکش بن ارسلات بن طسن بن محمد خوارزم شاه بن انوش تکین مذکور بود و مملکت آن بنهایت فراخ گردید بود عزم مالک شدن بغداد را داشت مولانا جلال الدین سیوطی صاحب تاریخ خلفا در وصف خوارزم شاه بن تکش می‌نویسد که هلاک کرد پادشاهان و گرفت مملکت‌های ایشان او عزم کرد بر قصد خلیفه که در آن مان بود پس مهیا شد از برای او مدتی و خوارزم شاه را چهار پسر بود مملکت‌ها را بین پسران خود تقسیم نمود و برای هر یکی از ایشان نوبت می‌زدند مانند نوبت وی در هر شبانروز بیست و هفت پادشاه بود که برای هر یکی نوبت در وقت‌های باز میزدند و خود به نوبتی اختصاص داشت که آن نوبت ذوالقرنین بود که وقت طلوع آفتاب و غروب آفتاب بود از جمله اسباب نو به بیست و هفت طبل کلان و بیست و هفت نای مرصع بجواهر از طلا بود چون امیر مملکت باین دبدبه و مقام رسید امر تاتاریان چین به نظرش حقیر آمد تا اینکه همراهشان کارزار نموده بر شهرها شان غارت می‌برد آنها نیز جنگ و مقاومت میکردند بعد از ان مصالحه و معاهده

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 598. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/598 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/598
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record