BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 431

Page 431

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 431 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۴۱۸) بیان فتوحات امیر یعقوب بعضی از بلاد مسلمین را از امیر کرده رساله از انشای بعضی از ملاحدہ که ادعای ملت اسلام میکردند تحریر بدین عنوان نمود باسمک اللهم فاطر السموات والارض وصلی الله علی سید المسیح روح الله وکلیته الرسول البقیع اما بعد ایها الامیر پوشیده نیست بر صاحبان عقل و هوش انکه تو امیر اسلامی چنانچه از قوتش امیر ملت نصاری است و نیز پوشیده نیست بر تو احوال رؤسای اندلس که اشخاص عیاش و راحت طلب و بیخبر اند از احوال رعایا و ملک بر جهاد و غزا فیشله ایشان را بحکم غلبه سیاست و ریاست میکنم چنانچه خالی می سازم از ایشان دیار را و اطفال شانرا اسیر میکنم و جوانان شان را می کشم و مبلغی بهای شانرا مثله میکنم و ترا عذر بر مخالفت نصرت ایشان نیست باید ضرور ایشانرا نصرت کنی و از طرف من نیز مجاز و مختاری قدرت و کنت دادم ترا بر قتال خود با انکه شما مسلمانان معتقدید که یکنفر شما بر ده نفر مایان جهاد کینه چون در بین شامان ضعفا و ناتوانان بودند در ثانی فرض شد که یکنفر شایان بر دو نفر مایان قتال کنند اکنون یکنفر مایان بر ده نفر شایان قتال میکنند و قدرت دفع دارید نه شجاعت امتناع و رسیده است بنزد من که شروع نموده در بیرون آمدن بعنان قتال و تاخیر میکنی از یکسال بدیگر سال یکتائیتی سکناری و کیا پس می نهی گویا مترددی در ام قتال نمیدانم که از جبنلی تاخیر میکنی یا از کذیب بوعده خدا که بر شما وعده فتح داده است و رسیده است از تو بسوی من که هدایت نمیشوی و راه نداری بسوی قتال و ممکن است که روانه داری داخل نمودن خود را در میدان محاربه بسوی من و اگاه باش که من میگویم برای تو انچیز یرا که براین مقاتله است از نفع و ضرر و عذر جوئی میکنم از طرف تو اگر روی آوری بطرف من بهمه قوای خود از سوار و پیاده با جوانان دلیر و پیران باندبیر و من نیز بیایم بسوی توهمه قوای خود و کارزار کنم ترا در عزیز ترین نقاط مملکت تو هرگاه باشند شوکت و غلبه از طرف تو برسد ترا بغنیمت بسیار و صلح متمثل و مشکل در نزد تو و اگر شوکت و غلبه از طرف من باشند قدرت و شوکت بلندی بر تو مستولی بشود و مالک میشوم امارت و ملت را یعنی ملت اسلام و نصاری را و امام میشوم بر هر دو گروه و ناخدا محکم میشوم برین را وا حد بوفی الاراده و یوضح السعادت لارب غیرہ ولا خیر الا خیرہ وقتی که رسید نامه او بنزد یعقوب و خواند نامه را در بلند مکتوب ملک نصارا نوشت که پس کرد بسوی ملک نصارا و بنزای او بگو فلناتینهم بجنود لا قبل لهم بها و لنخرجنهم منها اذلة وهم صاغرون (ترجمه) هر آئینه میایم نصر انیا را به ترجمه و سلون از او بخش در روز دوازدهم

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 431. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/431 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/431
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record