BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 247

Page 247

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 247 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۲۳۳) ذکر وقایع اشرس با اهل سمرقند و با ترکها اتفاق نموده در جمع آوری لشکر کوشیدند اشرس بعزم محاربه برآمده در آمل نازل گردید کفار در املی مقیم شد قطن بن قتیبه بن مسلم را وه هزار کس پیش فرستاد چون از نهر عبور کردند با ترک اهل سغد و بخارا که خاقان هم همراه ایشان بود تلاقی شده ایشان اطراف خندق را گرفته مسلمانرا محاصره نمودند و اسپ شتر انرا که در چرا بود غارت کردند پس اشرس با ترکان که با المهای مسلمانانرا از دست والبسر گرفتند بعد با قوامی که واز نهر عبور نموده قطن با ترک تلاقی شد و ایشانرا منهزم ساخت بعد از املی هشته تا پیکند رسید مردمانرا که در انجا بود محاصره نمودند اهل شهر آب را از مسلمانان منع نمودند چون تشنگی بر مسلمانان مستولی شد با تفاق و شهر آوردند کفار بحلو گیر ایشان برآمده مقابله شدیدی بینشان واقع شد در اخر ترکان آب گاه را رها نموده رو بگریز نهادند مگر جماعتی که عهد بر موت کرده بودند از قتال رو گردان نشده با تفاق قایم بودند تا قطن برایشان حمله آورده ایشانرا منهزم گردانید مسلمانان تا شب بعقب شان رفته ایشانرا بقتل میرساندند بعد اشرس بخارا آمده شکر را جهت محاصره انشر تعبیه ساخته در این وان خاقان بکشهر برا از خراسان که کمرجه نام داشت محاصره کرد جمعی از مسلمانان که در انجا بود سحله مل کشیده دروازه ها را قفل کرده تا کفار را در داخل شدن منع گرداند بعد ازان خاقان مر فرمود تا از خندق عبور نمایند چون ممکن نبود ناچار درختهای تازه را بریده در خندق می انداختند تا مساوی زمین گردیده صلاحیت عبور پیدا کند بعد مسلمانان در سر هیزم های تازه هیزم خشک انداختند و در آن افروختند خداوند جل جلاله بحض فضل عمیم خود با د شدیدیرا حرکت داد تا اتش را بر هیزم ها مشتعل ساخت در یکساعت غنف و زه هیزم ها که جمع کرده بودند سوخت بعد ازان خاقان گوسفند بسیار را بر لشکر خو تقسیم نموده امر فرمود و تا گوشت انرا خورده پوست شانرا خاکی پر کرده در خندق انداختند بلطف خداوندی بر را امر فرمود تا باران شدیده نموده سیلاب انچه را در خندق بود برداشته در نهر عظیمی که در آنجا بود در آورد مسلمانان جرسند گردیده کوشش بی فرد و تیر می انداختند از انجمله یک تیر برناف گاه ما رغزی که سردار لشکر ترکان واهل مشوره خاقان بود و هیچگاه خاقان از رای او تخلف نمی نمود کارگر گردیده در انشهر دار شد این امر برایشان دشت واندوه عظیمی رویدا و چون مر قتالی در انروز ممتد گردید کفار یکصد نفر اسیر را که از مسلمانان در نزدیگان بود حاضر کرده بقتل رسانیدند مسلمانان نیز دو صد نفر اسیر را که از اولاد کفار بطریق گروی نزدشان بود بقتل رسانیدند بعد طرفین به قتال کوشیدند اہل کمرچه در این محال بودند تا زمانیکه جنود عرب از فرغانه آمده مقیم شدند خاقان از طول مدت ملول گردید قوم خود را مرزنش نمود و گفت که شما هیجان میکردید که بخروزه شیر را فتح میکنیم ایا حال خبر در شاد و ماه کامل میشود کند و اطراف شهر جدیم هم تسکین و هیچ ثمری حاصل نشد بطر عتاب دشنام قوم خود را امر بر حیل نمود پس قومش خواهش کردند که ما را تا فردا مهلت بده و هرکس که با ایشان پیمایشی کیند چون فردا شد خاقان ملک طار بندر المتقدم

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 247. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/247 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/247
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record