Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۲۳۲)
ذکر غزوه ختل و غور
غراء دست برداری پس از اشیا بار کرده در طبرخانه آورد رفته رفته تا خود را در آنجا رسانید چون
شد که خاقان در فلان موضع آمده مستعد محاربه است براه آورده چنان کوشش نمود که سر راه
راه را در گیر و نظمی کرد بعد خاقان بقصد شامزا نموده با بعض مسلمانان ملاقی شده خیلی از ایشانرا بشهادت
رسانیده دواب شانرا مالک شد بعد چون مسلمانان در بین عسکر خاقان پراگنده شدند خاقان در بین
عسکر خود در آمده مسلمانان را اخراج نموده گریزانید بهشت روز کامل مسلمانان گریزان ترکمان متعاقب
شان بود چون بنهایت عطش رسیدند سنگین باریهای خود را که کرورها روپیه قیمت داشت آتش زده سوختند
چون بخجند رسیدند و گرسنگی برایشان غلبه کرده بود خواستند که از نهر عبور کنند از ترس کسانیکه بایشان
احاطه داشته قذبر عبور نیافته مسلم ناچار با بر مسلمانان برافروخته شمشیر ها بجرد در کشیده بایشان
حمله آورند خدایتعالی در چشمهای ترکان چنان نشان داد که تمام عالم را سپاه گرفته پس راه مسلمانان
تخلیه نموده کناره شدند و مسلمانان از نهر عبور نمودند در این اوان از جانب خالد بن عبد الله خاتم
که بمضمونش عزول مسلم و منصوبی اسد بن عبد الله قشیری برادر خالد مذکور بود در سینه یکصد و هفت
جنید بن عبد الرحمن بعضی از بلاد سند را مالک گردید تفصیل این در سابق گذشته است.
ذکر غزوه که در اندلس واقع شد
عنبسه بن حجر کلبی که از طرف هشام عامل اندلس بود در سنه یکصد و هفت دم غزا بجانب شهر فرنج باجمع
کثیری برآمده رفته رفته تا در اطراف شهر قرقشونه نازل گردید بعد از محاصره و محاربه اهل آن شهر برای
جزیه و نیم محصول املاک و ریانی دادن بهرامی مسلمانان با کمال ایشان راضی شده مصالحه نمودند و باقی ہو
قوسه و غیره را نیز قبول کردند و قرار داد شد بر اینکه با دوست مسلمانان دست و با دشمن شان دشمن
بعد ازان عنبسه از ایشان مراجعت کرد.
ذکر غار ولایت غور
اسد بن عبد الله مذکور در همین سنه با اهل غور محاربه نمود غور کوهیست در جانب شرق هرات اهل این
خود را به غاریکه راه آن معلوم نبود پنهان کردند بعد امیر فرمود تا صندوقها ساخته بزیجیر ها بسته
در ان اشخاص رفتاند و از سر کوه آویختند تا محاذی غار شده هر ذیعه که بود بعضی از مال هارا از غار
کشیدند .
ذکر غزوه ختل و غور
اسد در سنه یکصد و هشت از نهر گذشته به خاقان ملاقی شد بروایتی نا محاربه بازگشت و بروایتی
بعد از محاربه شکست خورده واپس گردید در ظاهر بوقسای و در اجانب سرخ دره متوجه ساختند
مردم گمان کنند که عازم سرخ دره است و زمستان در انجا خواهد ماند واز انجا متجاوز نخواهد کرد چون
شب تاریک بسریخ دره رسید مردمان واز حور را به کثیر بالا کرد ندا اسد پریشان شد و پرسید که آیا
سنه الا لمس بود
با بابه بكر
واست د کر نامحدی
با مصوب
در توانم پس
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
