Machine transcription
فتوحات اسلامی
(۲۳۱)
ذکر غزا، سعید با ترکان
هرشی از این امر خبر شده همراه لشکری خود واپس گردید در ان موضع با خزریا ان تلاقی شده بآواز بلند الله مجله
فرمود مسلمانان چون شیرغران حمله لواتی آوردند وصفهای لشکر دشمن را می شکست اندند درین روز خریان صر
عظیم نمودند لیکن چون مسلما نا نرا نصرت و تقویت خداوندی با، دگار بود ایشانرا کرسی نمانده جمع کثیر را
مقتول سازیدند واکثر یشان در نهر مذکو رغرق شد پس اسیر و غنیمتهای بسیار جمع کرده در باجروان والیس
آمد و بعد آن غنیمت را تقسیم نموده خمسش را نزد هشام بن عبدالملک فرستاد واز فتوح مذکور او را مطلع سات
و او خط شکریه بجانب مرشی فرستاد چون در باجروان خط مذکور رسید در ان نوشته دید که عوض تو مسلم
برادر خود را بتولیت ارمینیه و آذر بایجان مقرر فرمودم و ترا لازم که عازم هیولا شوی پس ملمه شهوارا
طی نموده در زمستان شدید بترکیه رسید تا اینکه شهر با را مد بنبالغ دگزاشت و د رسنه یکصد و سیزده
مسلم لشکری خود را حصه به حصه ساخته بهر حصه نامردی شهر از شهر های خاقان نموده جهه محاربه فرستاه
پس بفضل خداوندی قلعه ها و شهرهای بسیار فتح نمود اکثر اهالی شانرا مقتول و اسیر گردانید و و شهرهای شانرا
اتش زده میرفت تا از پشت کوه های تلج برآمده اهل خاقانرا بقتل رسانید چون مسلم از بلجر در گذشت
خبر شد که خزریان بار دیگر طوایف روم مقاتله مسلمانان جمع آوری کرده اند بعد که کار شاره شانو اعدا
میداند پس مشعله ها افروخته خیمه ومسکین های خود را ترک کرده فرار را برقرار اختیار کردارین وقت که
ضعفا و پیر و مقدم و جوانها، و خرد ومترله سر رفته تا بکمال فروماند، کی در باب الدبواب بآخر رسش رسیدم
درین بین هشام برادر خود ر اثانیا از ار مینیه معزول و بعوضش مروان بن محمد را والی گردانید فتوحات و کار
روائیهائی که مروان نموده است انشا، اله تعالی بیان کرده خواهد شد چون این فتوحات که با یکدیگر
مناسبت داشت ا رسینی که همه در ارمینیه و آذر بایجان واقع شده بود تاسنه یکصد و سیزده پیایی بیان
کرده شد و الحال رجوع میشود بغزوات که در غیر ارمینیه وآذر بایجان از سنه یکصد و پنج تا سنه یکصد و سیزه
واقع شده است پس میگویم که د رسنه یکصد و پنج سعید بن عبد الملک شحینا بگزار مر و جنگی با جان درم
فرستاده کامیاب نگردیدند و در سنه یکصد و چهار مسلم بن سعید کلابی عوض حرشی بتولیت خراسان
مقرر گردید و در سنه یکصد و پنج همراه ترکها بما وراء النهر محار به نموده فتحیاب نه شد و بازگشت در طایفر تری
تا بچون متعاقب شان با و پس عبد لربن زہیر با چند سواره و حصه لشکر ایستاده محار به میکرد با مسلمانان
از مجون بسلامت گذشتند و در همین سال نیز مسلم با اهل اقشیر محاربه نمود ایشان با دادن شهزار سر
مصالحه نمو دند و قلعه را نیز تسلیم کردند و در همین ساله یکصد و پنج مروان بن محمد غزا، صاییه یعنی اکرده
قونیه را از ارض روم و کنج را نیز فتح کرد
ذکر غزا، مسلم بن سعید کلابی با ترکان
درسن یکصد و شش مسلم همراه بعضی اصحاب و، از بهر عبور نمود چون در سنجار ار سید مکتوب خالد بن عباده
بولی رسید مضمونش این بود که ترا د به آن والی گردانیدم و باید که امر قتال و جهاد را کامل نیا، یه گاه
الجیشی که دست پر و محار به میگفتم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
