Machine transcription
فتوحات اسلامی (۱۹۱) ذکر فرستادن لشکر جانب رتبیل
و شایان شکست دهند ایشان بیا بشیم قسم بخداوند که شما بر آنها صاحب رعب غال باشید تا زمانیکه ما بطرف شما
روی آورنده مردمان از شهر طرح بستند و گفتند که خداوند ایشانرا هلاک گرداند و شیخی کر بستگی افتادند اما بن حجاج عهدی
پشیمان میباشیم و کفران حجاج را هم و قسم بخداوند که روی نمی آوریم تانیا او را خلع نمودند و این خبر را عبداله بن عبدالملک
و محمد بن مروان رسانیدند آنها گفتند حجاج که تو میدانی شان تو و لشکر تو تو بفکر خود کار کن ما میگویم که سعی ترا بشویم
و اطاعت را بکنیز حجاج گفت که من گفتم که باین کار یکرار شایان یگ خبری را وه ندارند و آنها تسلیم میشو حجاج بشام
و حجاج بآنها تسلیم میشود امارت را بعد از ان مقاتله را عود نموده کار سخت شد چنانچه تفصیل آن در تحت طال میگرد
مدت یکصد و سه روز مقاتله کرد و اصحاب عبدالرحمن شکست خوردند حجاج بقرار بود جامع نمود و محمد بن مروان وصل یافت
عبداله بن عبدالملک بشام رفت حجاج نفر ی عبدالرحمن را بیعت نمیخو باین قسم که بیعت میکرد کسی ا گر انیکه میگفت
شهادت بده که بیعت بخلافت کا فر شدی ا گر میگفت آری بیعت میکرد والا او را بقتل میرساندند معلمی
تیغد شم که از مردمان گوشه گرفته بود در نزد حجاج آمد و از حال او سوال نمود مردمان از اختلال او خبر دادند
گفت تو اشطار می کشیدی گفت که آیا بکفر خود شهادت میدهی تیخم در جواب گفت من در بند و ام گرفتم
هشتاد سال خدا را عبادت کنم و خود بشهادت بکفر خود بدهم حجاج گفت الحال ترا میکشم شمشم گفت که
چه مرا بکشی ولیکن بعد از قتل او جمیع اهل شام و عراق انرا ترحیم میکردند بعد در نزد حجاج دیگر شخصی را آورند
گفت من می بینم مردیرا کسان میگویند که بکفر معترف و شهادت بده آنمرد در جواب گفت میخواهی که نزدیک
دیی من کافرنام با بل دین ام و کافرتر از فرعون حجاج خندیدها و را و گذاشته بعد در نزد حجاج محمد بن سعد کا
ابی وقاص احاضر کردند برای او گفت که ای سایه شیطان و ای سنگین ترین و مان ایا تو است
یزید بن معاویه ایا میکنی برخود را مشابه بنمائی بحسین محمد عبداله بن عمر رضی اله تعالی عنها و موذن را شفیع شد
میکردی سر او را بکوچه مجنون آلود کرد بعد امر بقتل او نمود بعد در نزد عمر بن موسی بن عبیداله بن معمر
آوردند گفت با این طریقه بر سر تو استاد میشواین شخص می انشامی همراه او در حمام در جواب گفت
که خداوند امیر را با صلاح آرد فتنه بود که شامل نیکو کار و بد کار بود که ما داخل آن شدیم و ترا خداوند برما
قدرت داد اکر عفو کنی باعث آن مهربانی تست اکر بازخواست کنی عقوبت می نمائی گنه کار انرا
حجاج گفت اینکه گفتی که فتنه شامل نیکو کاران است دروغ گفتی لیکن فتنه شامل فاجر است اشرار انرا
معانی میخواهند و اقرار تو شاید که برای تو نفع و سلامتی برساند پس امید سلامتی نمود بعد از ان
امر نموده آنرا کشتند بعد در نزد حجاج دو نفر مجوس را آورد و امر بقتل ایشان کرد یکی از ان دو مجوس
حجاج را گفت که من تو در نزد تو حقی می باشد حجاج گفت آن حق چیست گفت این است که یکشب
عبدالرحمن بن شعث مادر ترا به بدی یاد میکرد من او را مانع شدم حجاج گفت کدامین ا کر ثبوت
گفت این مجوس دیگر حجاج از انشخص مجوس پرسید و آن شهادت داد و تصدیق نمود بعد از ان
حجاج بوی گفت که چرا نکردی محلی را که رفیق تو کرد گفت من دانستم که صدق در نزد تو نفع دهنده است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
