BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 203

Page 203

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 203 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی ( ۱۹۰ ) ذکر فرستادن لشکر بجانب تبیل آنها ملاقی نمود واصحاب حجاج را مقاتله شد ید نموده شکست دادند و این واقعه در روز عید اضحی هشتاد و یک بوده بسیاری کشته شدند چون خبر شکست حجاج رسید بطرف بصره مراجعت نمود لشکر عبد الرحمن عقبگیری او را نمودند بعضی از لشکری او را کشتند و اموال شانرا گرفتند حجاج بصره را ترک نموده کوفه اهل عراق رو آورده داخل زاویه شد اهل زاویه در نزد او طعام آوردند بعد عبدالرحمن داخل بصره شده مردمان بصره با و بیعت نمودند جوان خبر بصره بمقاتله حجاج و اهل شام کمر بستند بعد عبدالرحمن داخل کوفه شده مردمان کوفه با و بیعت کردند تا اینکه لشکر عبدالرحمن بصدهزار رسید که در میان شان صحابه و اولادشان و علما، تابعین و غیر هم بسیار بودند و در لشکر او سعید بن جبیر و شعبی عبدالرحمن بن ابی لیلی و کبار علماء تابعین از جمله صحابه کرام ابو طفیل عامر بن واثلة بود و در میان انها و لشکر حجاج وقایع بسیار شد - در اکثر وقایع فتح و نصرت از لشکر عبد الرحمن بود بعد از ان عبدالملک اهل شام با خود گفته که اگر اهل عراق غزل و سوتونی حجاج رضا باشند با حجاج معزول میکنیم و هرگاه او را مغزول نمودیم محاربه آسان میشود و حفظ دماء میشود بعد عبدالملک خود عبدالله و برادر خود محمد بن وا نرا در نزد حجاج فرستاد با لشکر بسیار و امر کرد ایشانرا که کیقیت غزل حجاج را بر اهل عراق بگویند و بر سر ایشان عطیات ایشانرا جاری نمایند چنانچه بر اهل شام جاری نمودند و لشکر نازل شود عبد الرحمن نبعث بهر شهر که بخواهد از بلاد عراق و این دو آمد والی آنجا بود تا مدت حیات که عبد الملک خلیفه باشد اگر اهل عراق باین مضمونرا اجابت نمودند حجاج امیر جماعت و والی قتال باشد و محمد بن مروان و عبدالله بن عبد الملک طاعت او را بنمایند هیچ کاری در انکام تر و سفینه تر بدل حجاج ازین مضمون نیامد و نهصد از اینکه اهل عراق مبادا غزل او را قبول نمایند و از مر ایشان عزل شود پس مکتوبی بعبدالملک نوشت که مضمون مکتوب این بود که بخدا وند قسم است که اگر تو اختیار عزل مرا باهل عراق مفوض نمودی یکمضه در نگ نمی نمائی بلکه اکثرشان مخالفت ترا میکنند بر شدت و دلیریه تو اضافه ننمایند و کارها ی که اهل عراق در وقت خلافت حضرت عثمان غنی از تفاعه نموده بود بیاد او داد و گفت حجاج که آهن آهن صیقل میشود سخنان امیر سخت باطلاع آرد چون امیر مختار معاویه بن وعبدالملک که از اطهار غزل او با هل عراق چیز برانداخت در وقتی که عبدالله جمع الملک محمد بن مروان که با حجاج یکجا شدند عبد الله بن عبدالملک برآمده گفت ای اهل عراق من امیرالمومنین باشم و پدرم چنینی چنان طاعتونا و محمد بن وان بیرون شد گفت من استاده امیرالمومنین میباشم و او شما چنینی چنان ظهار مینماید و خصائل بیان نمود آنها در جواب گفتند که ما باین تفصیل خود رفته شب اپس میگردیم رفتند و پس آمدند و اهل عراق در نزد ابن شعث جمع شدند ابن اشعث برای ایشان گفت که امروز شما امر رسیده که وقت فرصت غنایم است اگر امروز گذشت کار فوت میشود امروز شما منصف و شاکر انما یئی در نمودند بر شمایان روزی شمایان بماند و زیر انها سجاد کرده میتوانید قبول کنید انچه بر مخلصود و شمایان فی غالب باشد میر قومی از شمار تسکال و شمایان زهد ای شانرا باین مقا مقوله دلیریه همین مقوله است

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 203. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/203 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/203
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record