BrowseTārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah → page 112

Page 112

Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah · pages 1–1141


Page image — the source of record

Scanned page 112 of Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah

Machine transcription

فتوحات اسلامی (۹۹) بیان امر قادسیه اسپ خود را به دوشکا بست چیزی به او نگفتند مدارا کردند گفتند سلاح خود را بگذار جواب داد که من نیامده ام که بشما خاضع سلاح کنم شما خواسته اید مرا—بعد ازان برستم خبر دادند اجازه ورود داده چون ربعی جایزه یافت با نیزه خود عصازنان دما قدامتاً خود خورده رفت هیچ فرش و متکائی نماند که از نوک نیزه او پاره نگشت وقتیکه نزدیک رستم رسید نیزه خود را بر فرش خلانیده بر زمین نشست رستم از وی سوال نمود که بر انچه بر فرش ننشستی گفت من دوست ندارم که بزیفیت شما بنشینم پس ازان ترجمان رستم سوال نمود چه باعث شد که شما درین ملأ بیائید گفت خدا متعالی مارا آورده که بیرون کنیم کسی را که او میخواهد از تنگی دینوی بفراخی و از شدت بجانب فرح و از ظلم ادیان باطله بطرف عدل اسلام کسی که دعوت مان را اجابت نمود باز میگردیم و ملکش را واگذار میشویم و اگر قبول نکرد با او مقاتله میکنیم تا فایض جنت گردیم یا اینکه مظفر شویم رستم گفت اراده شما را دانستم آیا مهلت میدهید که مصلحت نمائیم گفت از رسول خدا صلی الله علیه وسلم سنت است که دشمنان را از سه روز اضافه تر مهلت نمیدهیم حالا ما تا سه روز شما را مهلت دادیم شما در کار خود مصلحت کرده یکی ازین سه فعل را اختیار نمائید یا اسلام آرید که شما و ملک شما را واگذار شویم یا جزیه دهید که بازداریم خود را از شما و در صورت لزوم حمایت کنیم و نصرت نمائیم و یا مهیا قتال شوید در روز چهارم مگر ابتدا شما اقدام محاربه کنید و من درین عهده از طرف یاران خود کفیلم گفت مگر تو سردار ایشانی گفت نه مسلمانان با یکدیگر جسد واحد اند که اجازه میدهید ادنای شان بر اعلای شان بعد رستم با رؤسا قوم خود خلوت نموده گفت آیا سخن مانند این سخن عزیز تر و واضع تر شنیده اید قوم نافهم او گفتند معاذالله که ما بدین این کلت رغبت کنیم آیا جامه مندرس اور اندیدند که چه بود رستم گفت دا بر شمای قوم جامه او را دیدید و رأی و خصلتش را مشاهده نکردید مرسوم عرب است که از جامه ای خود تخفیف و بر اخلاق خود می افزایند نه مثل شما که برخلاف آن عمل میکنند چون صبح شد رستم مردی را نزد سعد فرستاد که آن مرد را بفرست سعد حذیفه بن محصن را بوس شان ارسال نمود حذیفه بلباس مرد اولی آمده سواره نزد رستم ایستاد رستم گفت پیاده شو حذیفه جواب داد که نمی شوم رستم سوال کرد که تو چرا آمدی شخصی اولی نیامد حذیفه گفت امیرمان دوست دارد که در سختی و آسانی بین ما عدالت باشد این بار نوبت من است رستم پرسید که شما را درین بلاد چه آورد حذیفه مانند شخصی اولی

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Tārīkh-i futūḥāt-i Islāmīyah, page 112. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl1163/112 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl1163/112
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record