Machine transcription
٨٤
ز غم ریش زاهد از پس هفتاد ای گوزك
نمودي سرخ از خون بکارت نوك چاکل را
ای جگر تا چند ریزد آسمان خون ترا
چشم خونین گوش سنگین سرگران از بهر جاه
گر نه رسوائی است گردن بستن اندر پاروم
ریش اگر از ناس شو بد شیخ ایکا ز و مرنج
اسلم قاسم مشو تا یا ر غو ر یان نشکند
عشق را عامیست گر یکفصل از و خواندی کسی
صاف نتوان گفت باسالا را قلیم هرات
صوفی از تنها نشینی تو به میباید نمود
همچو زاهد گوزك از وضع مسلمانی ملاف
زکی افشاند مژ گان اشك گلگون تر
درد این سودا پریشان کرد شمعون ترا
تکمه از کالس چرا بستند بطلو ن ترا
کاین سبیل از زان نخواهد کرد صابون ترا
از گرانیهای بیجا طاق دا لون ترا
در لحد تشو یش خواهد داد مجنون ترا
کاین درون آلوده خواهد کرد بیرون ترا
ورنه این غم یا وه میساز د فلاطون ترا
پاره خواهد کرد بادبی محل کون ترا
بنهیم پای حسن تو سر اکشم زکوی عشق تو پا
که برد اگر نرم منش که خورد اگر نخورم منش
نگشا د هٔ سر کیسه ام نه تو خرج کرده بکیسه ام
نه چو عاملان انچهت کنم نه چو حاکمان بقهرت کشم
نه چو زاهدان زوحت برم که ضمان شوم ز جهنمت
نشوم خمش ز ثنای تو گر بکشی زبان من از قفا
غم هجر تو بدل جگر و ندو شخویش بار جفا
بستو دیم بستایش که هوا لذی کشف الدجی
نه چو نقد انگیچت کنم که کمین كان من کلکا
ببهشت خوانمت هر دمی بزبان خود که بیا بیا
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
