Machine transcription
عرضه منویس دگر شکوه مکن لایق نیست
تا شود مردم بیگانه ازین قصه خبر
خاصه در انجمن شاه بلند اقبالی
که بود تابع فرمانش قضا همچو قدر
انکه باشد صفتش زمزمه نطق بلید
وانکه بشنیده صلای کرمش سمعه کر
جمع جمعیت اضداد هم از حکمت اوست
كه بيك زاويه شاهین شده یار کفتر
شکر صد شکر که بعد از همه ویرانی یافت
تاج و تخت هری از عزم ورودش زیور
تاشد از برج اسد كوكب سعدش طالع
گوئیا طالع او بود غروب آرو
بستمکارو جفاپیشه و وملحد دشمن
به يتيمان وغريبان و فقیران یاور
هر چه تاریخ نویسان به بیان آوردند
قصۀ سلطنت شا رخ و حكم سنجر
از سلاطین عجم تا بزمان خاقان
نوشتند به اقبال وي الا قيصر
جان من بیم مده زانکه مراتجربه هاست
گر به تفصیل نویسم شود آن يك دفتر
بهردا نستن تو شمهٔ اظهار کنم
تا بخود آئی از شبهه شوی مستحضر
پایهٔ عزت هر کس بود همو زن گناه
هر قدر شوره بود بیش دهد کشت ثمر
گر زار کان دول باز نمایم بكيک
بکف خویش سنان گیرد و برکتف سپر
تا بریزند مرا خون و بتا راج دهند
اشتر خاص مرا گاو مرا اسپ کهر
گر خمش گردم و ننویسم از احوال کسی
بادل شاد روی سرزده باکوچه و در
دیدی آن نایب کوتوال که در پارچه کرد *
نان ربود از همه چون آب بعنوان پدر
محمد اکرم خان نائب کوتوال است و پدرش امیر محمدخان نورزائی میباشدکه میراب باشی
ومقرر امور آب رسانی بوده است
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
