Machine transcription
١٤٨
یکدل از بهر فتنه آمال
دری پی مفسد است دیگر دال
و ان یکى خشك شیره دوکار
دیگرى دوم میکند صندل
تو مجو انشان کلامه کج و حس
پر سزان لى ذقن در خل
آن یکی همچو خرس درکوه
دیگری همچو خوك در جنگل
یکى از فقر در پوش کرباس
یکی از فخر واسکت مخمل
فی المثل گر ز آسمان افتد
بهر آزارشان هزار کتل
يك بکان راهی کنند بدوش
دود وان راز شوق دل بغل
گر بگویم که ای گروه خبیث
چند ازین گیر و دار فکر دغل
وعظ با مردمان ناقابل
عذرگیر خر است قصه جل
آرزو ها به آبرو ها کرد
آنچه سیلاب کرد با خشبل
ترسم ایقوم دون رستا خیز
سر بر آرند نابینا ی مختل
سخن زشت رو برو سهل است
گورك از سوی پشت در غلغل
تو محل اعتماد کی لخصاله خصال
کر دم از شرح ظلم عدل سوال
که بگو ظلم چیست عدل کدام
تبین کا نعم من از حقیقت حال
اور خواب از نموده پر یشا نی
گفت کای دار و سراسر عقال
جهل که بکو شاخر شده بود
..
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
