Machine transcription
١٤٧
اگر بر دیگری بار تدبر جست را کندناشو از ان باری که بنهادند بردوشم شدم گوزك
مرا طبع جدیدی رسم استبداد برهم زد زبر خالص نیم البته مغشوشم شدم گوزك
تظلم هر قدر دیدم نه افشا کر دم و گفتم به افران یا ات بسك خواموشم شدم گوزك
جگر ریزم ز اوضاع معارف داکتر داند
دلاات میکند بر علت شوشم شدم گوزك
رایت لیلا شعاع وجهك اذتلالا على المحافل فقلت هذاهو المجتبى لئن رآنا لقد يقاتل
بزور بازوش او ر ذخواندم دعاش گفتم که رب سر که دشمنانشچو دونتا شبه انتقامش شود بسمل
فيك فغان ناز جور ظلمت که کردی آخر خلاف قاون فرانشسته سفیه نادان بعزت عشرت بجای فاضل
خيار محروم شرار مخموم حر بمفسد رفیق خاین نیس کاذب حبیق غادر شفیق جاهل مرید غافل
چه خواستگردو نکه اکشنو از و پس از تماشاهمیتمش فرار عالم قرار جاهل بتخت ظالم بحبس عادل
بگوش فکرم سروش گفتا شنیده باشی مثال عامی چه میسر آید بکو تمه سکچه این انا ملچه این انامل
فساد پیشه دو اند در اینه که هست مطلب بکف همیشه محال باشد که بار اینان زراه مقصد ر مد بمنزل
نکته ئی آخر بكاف گوزك من المعاقد الى المحاسن
تا نشد اتفاق دین و دول نشکند آسمان زاوش گول
ایدریغا که مردم ماضی دیدی امروز حال مستقبل
حال اولاد خویش میدیدم در نزاع فساد جنك وجدل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
