Machine transcription
۱۰۰
رفتن محمد سلیمان خان محمد هاشم خان و آمدن محمد سرور خان
دیدی که فلك چه سر در آورد
خم گشت بخویش چیز آورد
آخ كرد بروز کار تف كرد
تی كرد بتي سر خر آورد
در باغ گل بهار را برد
يك با غچه كس بجا در آورد
ترسم که به بحر کس شود غرق
کپری که چو خایه لنگر آورد
بر بود نشان حسن اسلام
در بطن غلام کافر آورد
تا كون کند هر که است باقي
بر تخت هرات سرور آورد
خون رفت ز دیده سد الله
مرگی به کریم مسگر آورد
شد شاد جهان که دلبر آمد
دیدی که دل از جهان برآورد
گوزك زجهان تو سردی آموز
عقواد است کسی که دختر آورد
خورده بینان کار حکمت را بتارن بسته اند
نظم قانون داني از نعایم بیرون بسته اند
آنچه در گوش تصور بوق میگفتیم ما
روزگاری شد که در سیم تلیفنون بسته اند
عشرتی را کز خمار یکر میدیدیم ما
حالیا این نشه در خمخانه کوش بسته اند
پیش ازین مردانگی ها بود در ابنای دهی
بر هم آوردند اندر بند پطلون سته اند
از كف كالار كورتی کمونس وز کلاه
بودجه آوردند بر خود طرف موزون بسته اند
منجنیق دهر سنگ فتنه میبارد زقهر
عیش محفل بین که بر سیگار توتون بسته اند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
