Machine transcription
صفحه (۲۷) سال اول ـ مجلۀ کابل شمارۀ (۱۰)
نمیخرند مرا شعر و شاعری به شعیری شعور داشتمی کاش در شعار فلاحت
برد ز خویشتم کشتزاری ولب جوئی زمانه کاش کند قسمتم عقار فلاحت
چه سازم آه ندیدم جوی زحاصل هستی کشیده ام همهٔ عمر انتظار فلاحت
ز خود رمیده دلم صید دام او بشود آخر که مدتیست که گردیده دانه خوار فلاحت
بدست مهر گذارم دگر بخرمن وصفش روم بصاحب خرمن دهم شمار فلاحت
اثر طبع شاعر شهیر هندی (اکبر) اله آبادی و ترجمهٔ
جناب مستغنی و محمد سرور خان صبا به فارسی
مسلما نون بتاؤ تو تمهین اپنی خبر کچهه هی تمہاری کیا مدارج ره گئی اسپر نظر کچه هی
اگر کچه هی توسو چودل میں بهی اسکا اثر کچه هی حریفوں کی تعالی باعث سوز جگر کچه هی
(نہین معلوم هی کچه ره گئی هو کیابی کیا هوکر ۱ کدهر آنکلی هوراه ترقی سی جدا هوکر)
مستغنی
مسلمان با شدت از اعتلای خود خبر چیزی بمعراجی که اول داشتی داری نظر چیزی
ز درد جاه از کف داده ات داری اثر چیزی نمیسوزد ز اقبال حریفانت جگر چیزی
(توهی گم کرده راهی را بعالم رهنما بودی ۱ بهر چیزیکه اکنون نام گیرند آشنا بودی)
صبا
مسلمانان شما را از خود است آیا خبر چیزی بآن اوج جدا گردیدهٔ تان هم نظر چیزی
خبر گر هست در دل این خبر دارد اثر چیزی شده اوج حریفان باعث سوز جگر چیزی
(بخاطر میرسد آیا چه بودید و چها گشتید ۱ ز شاهراه ترقی تا چه حد ناآشنا گشتید)
کوئی آگه نه تهاتم سی ترقی کی تگ و دومین کوئی دس مین چمکتا تها تو تم ممتاز تهی سومین
تہین نی فرق بتلا یا تها سبکو گندم و جومین تمهین سی سیکهه کر بنتی تهین عالم مفر نی قومین
(شرف پا یا تها تم نی امتیاز حق و باطل سی ۲ مخالف بھی تمہاری قدردانی کرتی تھی دل سی
مستغنی
به هر علمی که میگویند دانا پیشتر بودی بهر دم از مقام خویش گامی پیشتر بودی
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
