Machine transcription
صفحه ( ٢٤ )
سال اول ـ مجله كابل
شماره ( ١٠ )
اثر طبع جناب مستغنی
فلاحت
خوش آن گروه که گردید آبیار فلاحت
بلى فلاح جهانی بود بکار فلاحت
ملك نه ایم کزین پیشه بینیاز نشینیم
بود ضرور برای بشر شعار فلاحت
اسیر پیشۀ دهقان توان شدن بحقیقت
که فرض عین زمان است کار و بار فلاحت
توان و قوت جسم است این طریقۀ نیکو
فلاح و راحت روح است در کنار فلاحت
رسد بمور و ملخ فیض این رویۀ دلکش
تمام خلق جهان است جیره خوار فلاحت
دماغ عالم هستی ز عطر اوست معطر
که رنگ رنگ گل آرد برون بهار فلاحت
بفکر نشو و نمایاش سینه چاك چو گندم
برنگ دانه توان گشت خاکسار فلاحت
جهان همیشه بکشت و درودن است مدارش
مدار خرمن هستی بود مدار فلاحت
جز این وسیله نیابد کسی ز مرگ رهائی
یقین پر آب حیات است جویبار فلاحت
بکردگار که مستغنی است از گل و سنبل
چوسبزه آنکه کشد سر بکشتزار فلاحت
بکار رزق تمام بشر نموده کفالت
كفیل كار حیاتست کاردار فلاحت
کدام پیشه چو این پیشۀ نکوست ضروری
مقدم است ز هر کار پیشکار فلاحت
رهین منت او خلق عالم است تمامی
خمیده پیکر خلقی بزیر بار فلاحت
فگنده ربقۀ احسان او زمانه بگردن
شدی حیات ممات ارنه کسب و کار فلاحت
غم تمام جهانش بهمت است مقرر
ضمان شادی خلق است غمگسار فلاحت
فلاحت ار نبود پیشۀ دگر که تواند
شد آنچه پیشه نمائی باختیار فلاحت
مورز هرگز ازین مایۀ حیات تغافل
قرار میطلبی باش بیقرار فلاحت
همیشه مشت بخروار میکنند تلافی
متاع سود بود سر بسر بیار فلاحت
گدا و شاه برد لقمۀ ز خوان نوالش
چه نيك بخت کسانند بختیار فلاحت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
