Machine transcription
صفحه ( ۳۲ ) سال اول ـ مجلۀ کابل شمارۀ ( ٦ )
یکی بی دود سال و ماه تیره یکی بی نور روز و شب منور
مرا بهره دو چیز آمد ز گیتی دل پاك و زبان مدح گستر
یکی بر مهر جانان وقف کردم یکی بر مدح شاهنشاه کشور
مبارك دست او دو گونه ابرست کشند دشمنان و دوست پرور
روز جنگ تیغ او و گرزش بزور بازوی شاه دلاور
یکی جیحون خون راند بصحرا یکی هامون کند سد سکندر
در فصد نمودن سلطان قطعه فی البدیهه گفته : ـ
آمد آن رگ زن مسیح پرست نیش الماس گون گرفته بدست
طشت زرین و آبدستان خواست بازوی شهریار را بر بست
نیش بگرفت و گفت عز و عليك اینچنین دست را که یارد خست
سر فرو برد و بوسه برداد از سمن شاخ ارغوان برجست
میگویند شبی سلطان در عالم سرخوشی زلفین ایاز را برید و بامدادان با خاطر
پشیمان و حال پریشان بکس دیدار نمی نمود عنصری بگفت امرا و ه حاجب علی
قریب ، ( مصائب سلطان ) ازین رباعی زنگ از خاطر سلطان ربائید و سلطان به
صله دهنش را سه بار از لعل و جواهر پرساخت ــ رباعی اینست : ــ
کی عیب سر زلف بت از کاستن است نی جای بغم نشستن و خواستن است
روز طرب و نشاط و میخواستن است کاراستن سرو ز پیراستن است (۱)
وفات عنصری بقول اکثر مورخین در سنه ٤٣١ هـ بزمان سلطان مسعود بن
( ۱ ) این نوع روایتها بنا بر علو مقام سلطان محمود یمین الدوله از افسانهائ بی سر و پا
زیاد نیست بلکه مثل افسانه فردوسی و نقص عهد سلطان با او از حقیقت عاریست که
دشمنان این خاندان به حضرت سلطان منسوب میکنند .
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
