Machine transcription
صفحه (۳۳) مجله کابل سال اول شماره (٦)
سلطان محمود شده است (۱).
منوچهری اسمش ابو النجم احمد بن قوص مشهور به دامغانیست ولی اکثر
تذکره نویسان (۲) این را شصت گانه بلخی نیز میگویند – در دربار سلطان
محمود بعد از عنصری رتبهٔ دوم و نسبت به ابو الفرج سنجری مقام شاگردی داشت
شعرای دربار استادیش را مثل عنصری اعتراف مینمودند – نخست بدربار فلك
المعالی امیر منوچهر پسر شمس المعالی امیر قابوس بن وشمگیر (ولی جرجان
که بسلطان رابطهٔ دامادی داشت) آمد ازین روست که تخلص خود را باسم
ممدوحش «منوچهری» نمود – بعد از وفات امیر مزبور بدربار غزنوی نزد
سلطان محمود رفته بپایهٔ بلند و رتبهٔ ارجمند نایل گردید.
بلحاظ زبان بومی الفاظ و محاورات قدیم را استعمال میکند – در حسن کلام
از استادان گوئی سبقت ربوده – یکی از نوادر خصوصیاتش اینست که در
تمام کلام خود هیچ لفظ اندوهناك و عبارت غمگین نیاورده گویا در مجلس طرب
يك رند مشربیست که هر دم پای میکوبد و شعر میسراید – در تشبیهات بکر
علو تخیل دارد و در شکوه مناظر ید طولی.
نمونهٔ کلام: – قصیدهٔ کاروان: –
الا یا خیمهگی خیمه فروهل که پیش آهنگ بیرون شد ز منزل
بتیره زن بزد طبل نخستین شتربانان همی بندند محمل
(۱) و لطف علی بیگ آذر مینویسد که «در زمان سلطان ابراهیم بن مسعود بمقر
موعود رفت وكان ذالك فی شهور سنه ٤١٢» (آتشکدهٔ آذر - خطهٔ بلخ صفحه ۳۱۹
طبع بمبائی) و لیکن این صریحاً غلط است زیرا که سلطان ابراهیم بن مسعود ۲۰ سال بعد
از وفات عنصری بر اریکهٔ فرمانروائی جلوس فرموده.
(۲ آتشکدهٔ آذر – هفت اقلیم – فرشته و تذکرهٔ دولت شاه سمرقندی او را از خطهٔ
بلخ (افغانستان) مینویسند.
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
