Machine transcription
صفحهٔ (۲۳)
سال اول ـ مجلهٔ کابل
شمارهٔ (٦)
میشل فرادای نصیب خیلی قلیلی از تعلیم برده وبسن دوازده سالگی مجبور شد که مثل شاگردی در نزد کتابفروش موسوم به جورج ریبو کار کند. وظیفه اش در نزد این کتاب فروش تنظیف پنجره های دکان و جاروب زمین آن وتکاندن خاکهای روی کتاب ها وغیره بود.
بعد از چندی از ین عمل پست بوظیفهٔ تجلید کتابها در خود همین دکان منتقل شد و در اینوقت بهترین فرصتی برای وسعت معلومات وفکرش بود. زیرا هر وقتی که برایش فراغتی از کار دست میداد بمطالعهٔ کتابها مشغول شده و روزی موضوعی در بارهٔ برق در دائرة المعارفی که برای یکی از خریداران جلد میکرد بنظرش رسید و آنرا مطالعه کرد تا اینکه همتش بطرف برق مصروف شده و درین زمان برق در بدائت وعالم ابتدائی بوده و اکتشافات محدودی در بارهٔ آن آغاز شده بود.
بعد از آن میشل هر قدریکه از اجرت قلیلش ذخیره میکرد برای خرید بعض جهاز های کوچکی جهة مباحث علمی خویش صرف کرده و هر قدر شوقش بیشتر به علم میشد همانقدر هر کتابیکه در موضوع کیمیا بوده وبدستش میافتاد مطالعه میکرد و باینصورت سالهای را که در صناعت تجلید کتابها در دکان مذبور گذشتاند عمرش را ضایع نکرد و بلکه دکان بالنسبه برای وی بمثابه دارالفنونی بود که در آن تحصیلات علوم را ادامه میداد. و چون حافظه اش ضعیف بوده و هر چیزی را که میخواند زود فراموش میکرد. تصمیم نمود تا یاد داشت های از تمام چیزهای که بران اطلاع حاصل میکند ترتیب بدهد تا در موقع حاجت بآنها مراجعه نماید.
در جمله مشتریان محل و ببور شخصی موسوم به ( دانش ) بود که نشاط و محبت فارادی بعلم موجب تعجبش شده و اجازه نامهٔ حضور در چار مجلس
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
