Machine transcription
( صفحه ۱۲۸ ) کابل ( شماره چهارم و پنجم )
کی بود آمدن قاصد فر خنده پیام
مدتی شد که ز لاهور نیامد خبری
در هندسه و منطق و حکمت غلوئی داشته : -
بر من هیچه دان کشف شد از فیض ازل
صرف در منطق و حکمت شده این عمر عزیز
راز سربسته که بر هندسه دان مشکل بود
لیك آن نکته نخواندم که در و حاصل بود
در معماری و مهندسی نامور بوده : -
لطف الله معمار مهندس شد و استاد
گر کار درا یت نکند پس چکد کس
درس و تدریس شغل او بوده : -
عمر در درس بسر بردی و در آخر کار
هیچ حاصل نشد از مدرسه جز بحث و جدل
بنام یکی از شهزادها مثنوی سروده و غالبا دارا شکوه است زیرا « شهزاده بلند اقبال» خطاب او بوده
مهندس میگوید : -
لطف شه میکند مدد کاری
خوانده ام یکدو نسخه از هر باب
نخویسم ز بیم بی ادبی
. . . . . . . . . . . . . . .
لطف شهزاده بلند اقبال
خدمت بنده را بفرماید
گر یکی از مقربان بساط
این سخن از مقیم این در گاه
اجر یابد ز کردگار کریم
ور نه آگه نیم ز معماری
هیئت و هندسه نجوم و حساب
که چها خوانده ام من از عربی
. . . . . . . . . . . . . . .
گر شود بنده را معاون حال
که از و علم رفته باز آید
در دم عیش و در زمان نشاط
برساند بسمع حضرت شاه
نه که اجر قلیل اجر عظیم
از ادبیات فوق بر می آید که شاعر میخواست بواسطه دارا شکوه بدر بار شاه جهان برسد
گاهی در مقاطع غزل نیز بطرف او اشارت میکند :
هان مهندس بنده شاه بلند اقبال باش آنکه فرمان گردهد جمشید فرمانبر شود
در یك مثنوی شخصی را که از بزرگان خانواده وزارت بوده و عزت سیادت هم داشته
می ستاید : -
اختر برج حشمت و اجلال
نیر آسمان بینائی
منبع جود و مخزن احسان
گوهر درج دولت و اقبال
آفتاب سپهر دانائی
مظهر فیض و معدن ایقان
٤٢٨
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
