Machine transcription
( صفحه ٨٦ )
کابل
( شمارهٔ چهارم و پنجم )
بدست می ستانم ـ این صفائی کائنات که در زیر دامن شب و نظیف تو جلو چشم ما تصویر میکند
چیزی و همان منظرهٔ که در اثر پرتو شجاع زرین خور شید تشکیل میشود چیزی دیگر است ـ
عالم کون را بزیر ضیای فرح بخش تو برنگی پر از عجاب تصور میکنم که عالم ارواح در اثر
وزش باد گرم وسرد بدور من طواف مینماید ـ و نظر بمشاهده تابلو ی زیبای کائنات نفس ما آزاد
گردیده می بینیم هر گاه از یکطرف اسرار غامض آن جلو چشم ما میگذرد بجانب دیگر بعض
نواحی آن از نظر ما مستور میگردد ـ و زمانیکه از آئینه شفاف تو در تماشای همان ناحیه مستور
استعانت جوئیم . برایم ممکن میشود که در پرتو شعاع روی زیبای تو انرا دوباره تماشا کنم ـ من
با يك نگاه پر از غبطه و حسرت مدت طویلی در تو می بینیم و همان جائی را که در اوج این فضای
بی پایان منتها بلند است تما شا میکنم ـ همچنان همان مواضع را که در ما بین ابر ها و نقاط صاف
و مرتفع ، از اذیت عوارض کون بسبب دوری خود مأمون است می نگرم ـ از مشاهدهٔ چنين يك
منظر بنفس خود يك نوع رقت و صفا حس میکنم که در آئینه آن اسرار عالم علوی و معالی امور
بمن الهام میشود ـ همچنان بسبب آن در ما بین من و تو همان فاصله که وجود دارد اگر چه بسیار
دور است برای من منتها كوتاه و نزديك میگردد . »
باین تقریب استاد لایق و شاعر شیو ابیان افغان « افضل خان شیدا » به تحت عنوان « دنما شام
شیر می » مهتابیکه هنگام شام طلوع میکند یعنی بدر را مخاطب ساخته چنین گوید :
د مشرق د تندی خال ئی که سپوږمی ئی د نماشام
یا په خپله میکده ئی یا د سر و شر ا بو جام ئی
نا ګهان را ښکاره سوی توجه می شوله تا ته
ځما سترګی تا نه ګوری ته ځما نظر له دام ئی
ته یوه اتشگده ئی یادی اور در پوری شوی
ته تندی مزی پځمکه دا ته چا ته په سلام ئی
یوه ستر ګه ئی مخموره راته وایه که یو ګل ئی
د عاشق دزرګی آه ئی دجنت دونی آم ئی
۲۷۸
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
