BrowseKābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī → page 2989

Page 2989

Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī · pages 1–3124


Page image — the source of record

Scanned page 2989 of Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī

Machine transcription

( صفحة ٨٥ ) ادبیات پشتو ( سال ششم ) اذا ما رفعت الطرف نحوك لم اكد أصوب به عن حسن و جهك ثانيا أظل طويلاً رامقا لك غابطاً على موضع في علو قدبت راقيا على موضع بين الغمايم و السنى حللت بعيداً عن اذى الكون نائياً و تلهم نفسى رقة و طهارةً و تشعرها العليا فتهوى المعاليا و يقصر ما بينى و بينك من مدى و يقرب فى عينى وان كان قاصيا مطلب : « ای مهتاب شب چهارده سپهر برین ! ترا دوست دارم ، زیرا درعالم بیداری تو آن پیکر حساسی که به تنهایی در فضای خاموش نیلگون حرکت میکنی - تلالو پر تو انوار تو ، کابوس تیره و مهیب تاریکی شب را برهم میزند در حالیکه ای مهتاب چهارده تمام عالم زنده با يك سکوت عمیقی بخواب رفته است - وهمان خوش خرامهای تو که در ما بین ابر های مظلم ما نند مفیدی بآرامی پا میگذاری ، در عین زمان متوالیاً گاه چهرهٔ زیبا خود را به پرده ابر از ما می پوشانی و گاهی همان پرده را ازهم دریده بجانب ما نور می افشانی خیلی دوست دارم - بلی همان ابر های که ساعت بساعت ترا استقبال میکنند و از ضیای فرح بخش تو استفاده نموده و بنظر ما زرنگار و منقش می درخشند ما را خوش می سازد - همچنان وقتیکه از ما ورای قلل شامخه و پوزه های بلند طلوع مینمائی و بالائی پشته های سر سبز بناز و صفامی تابی خیلی خوش آیند است - دوست دارم همان روشنی های ترا ، كه بايك انتظام مقبولی تمام کائنات سفلی را روشن و از اختلاط عجیب و شیرین آن طبع تشنه ناکام سیراب و براحت میشود - در حالیکه همان انوار تو بر روی ساقه و برگ گلهای تازه از هم منبسط ، یا امواج ضیای تو بروی آب شفاف دریا بنهایت لطافت روان گردد ، برایم خیلی فرح بخش است - هان ساعتیکه در فضای نیلگون اوج میگیری ، در اثنای سکون عالم و خموشی کائنات قشون مسلح انوار تو عفریت تاریکی شب تار را میراند ، مرا خوش میگرداند - ستاره سعادت من وقتی طلوع میکند که منظره زیبای تو او ضاع حیرت و افکار پریشان عشقی مرا از حالی بحالی تحول داده ، آیت اسرار را در جلو چشم من جلوه بدهد - ضیای تو ای مهتاب باندازه فتان و قشنگ است که بر خاكدان خاك و نخلستان سر سبز يك رنگ می تابد و هردورا بصورت مساویانه زیبائی میبخشد ـ همچنان اوانیکه بسر زمین خشك بی آب و گیاه و دشتهای خرم و شاداب پر تو افشان باشی هر دو منظره را بيك نظر تماشا میکنی و از فیضان ضیای خود پر نور میگردانی - زمانیکه کائنات در ته ضوء تو مستغرق گردد من درنهایت تلالوی انوار تو جام را ۲۸۰

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī, page 2989. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0986/2989 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0986/2989
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record