Machine transcription
( صفحه ۲۷ ) بحث فلسفی سجيه ( سال هشتم )
مصلح بار ميآيد جواب این سوال هم سهل است و پسيکو لوژی ( علم النفس ) بسا طريقهٔ علمی را
میآموزد و مثلاً میگوید : بعضی ها دارای مزاجی میباشند که برای اخذ برخی از عوامل مستعد
و از اخذ بعضی ازان منحرف می شوند و برخی را خدا مزاجی عطا فرموده است که بر ضد
مزاج همان شخص اول بوده از چیز های مقبول مزاج او متنفر و باعمال منفور او تمایل مینماید .
تصور میکنیم بحث درین زمینه همینقدر کافی است زیرا غلو دران دامنهٔ ححث را بوراثت های
عضوی و روحی و طرز سرایت عوامل روحی رسانده ما را از موضوع متخذهٔ ما دور میکند .
البته میتوانید از تفصیلاتیکه درین موضوع داده شده درك بفرمائید که اعتیاد هم یکی از عناصر
سجیه است وصرف چیزیکه روابط اعتیاد را باسجیه مشخص مینماید و از روابط مزاج و خوی با سجیه
تفریق میدهد این است که رابطهٔ اعتیاد با سجیه را بطهٔ مکتسبه و از مزاج و خوی رابطهٔ فطری
وطبیعی است .
این بود عناصر سجیه که بصورت بسیار مختصر ذکر گردید و البته میتوان از خلال تمام سطوریکه
تاکنون نوشته شد فهمید که سجیه چیست و چه اهمیت دارد ؟ فیلسوف گوستاولوبون وقتیکه در کتاب
روح الاقوام خود بحث سجیه را ختم مینماید باشارهٔ گذاشتن عمدیكه يك بحاشیه فرو رفته مینویسد :
« چیزیکه در اثار معلمین علم النفس بامنتها درجه ضعیف بنظر میاید و از اهمیت آثار ایشان میکاهد
همانا توجه آن ها به ذکا و اهمال كردن ایشان است موضوع سجیه را زیرا من در هیچ کتابی
بجز كتب مؤلفهٔ سیوپول هان و مسيوريبو درین زمینه بحث مخصوص ندیدم و استاد ریبو معلم متبحر
کولکز دو فرانس بکمال رسائی فکر مینویسد : « ذکا غیر از يك شكل فرعی تکامل عقلی دیگر
چیزی نیست واساسی ترین انموزج روحی سجیه میباشد » و اگر من به سیاحت های طویل عمر بسر
نمیبردم و روحیات اقوام وملل را بصورت مقایسه مطالعه نمیکردم نمیتوانستم به اهمیت این موضوع مهم
( سجیه ) که در حقیقت مصدر یگانهٔ تاریخ وسیاست است پی ببرم . - »
« تنها فیلسوف مذکو بلکه تمام علما وفلاسفهٔ متاخره بالاخص علمائیکه اکنون حیات دارند
بسوی این موضوع به بسیار اهمیت نگاه میکنند وحتی درسنه ۱۹۲۹ قراریکه درفوق مطالعه میفرمائید
يك کنگرهٔ بین المللی بخصوص جهة تحقیقات در همین زمینه در فرانسه منعقد شده بود .
انشاء الله تعالی درمقالهٔ آتیه دراطراف انواع سجیه وامثلهٔ متعلقه بآنها وطرز تربيه مذكور را
بافروعات لازمه موصوف بحث خواهیم نمود .
۲۲۷
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
