Machine transcription
( صفحة 80 )
کابل
( شمارهٔ سوم )
وفا خواهد بود ، کسی که در جنگ نمر د ، پیر و ناتوان میشود و مرگ بدین طریق کار او را خاتمه میدهد. زندگی برای مرد بقایده است وقتیکه از نظر مردم افتاد و قدر و قیمتی باو نگذارند »
باین تقریب خوشحال ختک نیز حماسه ذیل را با يك خیال بلند فلسفی ممز وج نموده بزبان شعری چنین گوید :
که سری پیری دوژنی و به نمری ځو چه نوی رسید لی ستا قضا
چه دما په مرګ مشتاق و وهغه ومرل زه لادایم ژوندی پایم په دنیا
اسمان هر کله پیری یکرنګ نکا کاه په کام د ګل جاروزی کاه دخار
پداسی وقت چه وقت د نام و ننګ دی دا بی ننګ پښتانه کا څه رفتار
پښتانه چه نور څه فکر کا نابوددی بی د توری خلاصی نشته په بل کار
مرګ ځما په پوهه بهتر د ازوندون دی دعزت سره چه نوی زیست روز ګار
همیشه به په جهان کښ ژوندی نوی دخوشحال ختك به پاتی سی یادګار
مطلب :
« ای انکه در جنگها از مرگ هراس داری ! من بتو چنین میگویم : هر گاه جن و بشر بمرگ کمر بندند و اجلت نرسیده باشد هرگز نخواهی مرد ، زیرا کسانیکه بمرگ من آرزو داشتند همه مردند و من با وجود شرکت در جنگها تا هنوز حیاة دارم - بازی های گردون همه وقت يك سان نیست ، بلکه گاه بکام گل و گاه بکام خار میگردد ، در زندگی که ساحهٔ نام و ننگ است ، من خیلی تعجب میکنم که افغانها بچه چیز ها مشغولند ـ افغانها هر گاه میل دارند که نعمت آزادی را بچیز دیگری تامین کنند ، این نظریه شان خطا است زیرا نیل این مطلوب بدون شمشیر و فدا کاری هرگز میسر شده نمیتواند ـ زیست در روزگاریکه با عزت توام نباشد ، بفکر من از چنان زندگی ، مرگ با نام و مردی بهتر است ـ چون حیاة این جهان ابدی نیست و مرد ترسو هم می میرد ، لہٰذا خوب است که از خوشحال ختك شجاعت و جوانمردی یاد گار بماند »
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
