Machine transcription
( صفحه ۷۷ )
ادبستان قندهار
( سال ششم )
مخمس بهاریه بر غزل حافظ
آمد بهار باز بانفاس عیسوی سر زد زشاخ غنچه بسر تاج خسروی
تاصبحدم بصحن چمن همچو مولوی بلبل زشاخ سرو به گلبانگ پهلوی
خوش خواند دوش درس مقامات معنوی
یارب چه معجزیست که بر پاموده گل از هر کناره ید بیضا نموده گل
برطرف شاخ برق تجلی نموده گل یعنی بآ که آتش موسی نموده گل
تا از درخت نکته توحید بشنوی
از طرف شاخ هر گل خندان نموده رو سوسن ترانه ساز شده بهر گفتگو
نرگس گرفته ساغر زر کنار جو مرغان باغ قافیه سنجند و بذله گو
تا خواجه می خورد به غزلهای پهلوی
نا تنج ابرویت بغضب پیچ و تاب کرد گیسوی تو بگردن جانها طناب کرد
لعلت هزار دل به تبسم کباب کرد چشمت بغمزه خانه مردم خراب کرد
مخموریت مباد که خوش مست میروی
از مردمان خوش است رهائی وخواب امن نیکو بود ز خلق جدائی و خواب امن
عیشی است طرفه بی سروپائی وخواب امن خوش وقت بوریای گدائی وخواب امن
کاین عیش نیست در خور اورنگ خسروی
می سفت دی یکی سخن خوشتر از گهر دست ستم بچاک گریبان کس مبر
این پند راز خواجه شنو ؛ دیده پدر ! دهقان سال خورده چه خوش گفت با پسر
کای نور چشم من بجز از کشته ندروی
روزی که مهر دل در میخانه را کشاد دریای خم زصدق سر خویش را نهاد
از قلقل صراحیش این نکته شد بیاد ساقی مگر وظیفه حافظ زیاد داد
کاشفته گشت طره دستار مولوی
مشرقی و بیدل :
ما در ضمن نگارشات گذشته خویش ، از مقام تلمذ و آموز گاری مشرقی و بید ل ، چیزی
نوشتیم ، که این ادیب سخنور و طن ما ، یگانه پیر و حضرت بید ل است هرچند در سطور گذشته
۲۷۷
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
