Machine transcription
صفحه ٦٦ )
کابل
( شمارۀ سوم )
بحر جود آمد بجنبش ناگهان
بی نشان زاد از هستی نشان
صد هزاران جنس ضد همدگر
گشت در صحرای امکان جلوه گر
شد ز بیرنگی عیان هر يك برنگ
گشت بیدا در میان شان صلح و جنگ
در جهان شد کفر و اسلام آشکار
فرق پیدا شد میان نور ونار
شد یکی آدم ، يك ابليس لعين
امتیاز آمد میان آن و این
آن یکی شد دوست آن یکشد عدو (۱)
آن یکی شد زشت و آن دیگر نکو
آنچه می بینی ز ماهی تا بماه
هست با هم ضد سفید است و سیاه
يك يك از شکر گرفته تا به سم
هست در عالم چو بینی ضد هم
زان سبب فرمود پیر معنوی
اینچنین اندر کتاب مثنوی
« چونکه بیرنگی اسیر رنگ شد
موسی با فرعون اندر جنگ شد »
اندرین عالم که کرد اعیان ظهور
يك يك از ظلمت نظر کن تا بنور
جبرئیل و انبیاء و امر و نهی
خلق و احکام و کتاب الله وحی
دوستی و کینه وصلح ومصاف
مذهب و آئین وکیش و اختلاف
....... الخ
دشمنی و کینه وبغض وعناد
هست در این عالم كون وفاد
« چون به بیرنگی رسی کان داشتی
موسی با فرعون دارد آشتی »
اختلاف مذهب و كيش وملل (۲)
هست اندر این جهان پر جدل
طی چو گردد این جهان پر خلاف
بعد از ان دیگر نماند اختلاف
این سخن پایان ندارد باز کرد
تا بگویم همچو نی با سوز و درد
شد چه در ملك وجود از همدگر
باهزاران رنگ اعیان جلوه گر
از حقیقت کرده ره سوی مجاز
هر يك آئین دوئی بنمود ساز
هر کدام از اصل خود افتاد دور
چون بملك غربت از بزم حضور
زین سبب هر يك زذره تا بمهر
با زبان حال و قال ای نيك چهر
چون نی از دوری حکایت میکند
وز جدائی ها شکایت میکند !
(۱) درینجا مشرقی بالتفصیل زیاد اضداد عالم را با اسلوب نیکوئی آورده ، که ما بغرض اختصار
نه آوردیم . (۲) درینجا مشرقی همان مسئله دوستی با همه و آشتی عمومی که ما در گذشته از ان
سخن را ندیم در نغمهٔ پر سوز وحدت ، استادانه سر کرده است !
٦٦٢
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
