Machine transcription
( صفحه ١٩ ) سخندان فارس ( سال ششم )
الا (١) تا بغفلت نخسبی كه نوم حرام است در چشم سالار قوم
مرا همچو تو خواب خوش در سر است وليكن بيابان به پيش (٢) اندر است
نياورده عامل غش اندر (٣) ميان بينديشد از رفع ديوانيان
منم آن ز پای اندر (٤) افتاده پير خدا يا بفضل خودت دستگير
برو شكر كن گر (٥) به خر بر نهئی كه آخر بزير كسان خر نهئی
(٦) به صنعا درم طفلی اندر گذشت چگويم كزانم چه بر سر گذشت
دو خواهند بودن (٧) بمحشر فريق ندانم كدامى دهندم طريق
اما از الفاظ متروك در كتب قدما سراغ ميتوان يافت . ناگفته نماند كه روش كلمه بندى درين طبقه بدل گرديده صفا ورقت سخن بيشتر شد . گوئی ساحۀ كلام را يك قرن آب زدند و در قرن ديگر رفت و روب نمودند تا الفاظ موافق بمذاق تازه خيالان آتی تقريباً يك قرن پيش بمحل استعمال گذارده آمد .
طبقهٔ چهارم
پس از قرن نهم انقلابى در نظم پيداشد چه قاعده است كه شعر را در آغاز و عهد صبى آن عام و خاص پسنديده از و ذوق میبرند و سببش چنانكه مكرر نگاشتيم تشبيه و استعاره است از اشيای موجوده در دسترس عموم كه در هر جا و هر وقت يافت میشود و چون اين استعاره بمرور زمانه بخرج سخنگو رسيده مبتذل ميگردد شاعر تازه هم بسخن تازه محتاج است ناچار بمجاز و استعارهٔ دقيق و عميق و بلند و دور از ذهن دست ميزند و در نتيجه سخن دقيق و غور طلب میشود و گاهی بی لطافت هم ميگردد .
از عهد شيخ سعدی تا بزمان خواجه حافظ شعرای بسياری ظهور و آنها مجاز های عمده و استعاره های دلكش را بخرج رسانيدند . و چون متأخرين چارهٔ ديگر نيافتند سخن را
(١) ـ الا ـ (٢) ـ اجتماع به ـ اندر . (٣) ـ اندر ميان . ـ (٤) اندر زائد آمده .
(٥) ـ اجتماع به ـ بر . (٦) ـ اجتماع به ـ در . (٧) ـ بودن عوض بود .
٢٩١
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
