BrowseKābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī → page 2756

Page 2756

Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī · pages 1–3124


Page image — the source of record

Scanned page 2756 of Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī

Machine transcription

( صفحهٔ ۱۹۸ ) کابل ( شمارهٔ اول و دوم ) سمت میز خانم او مشغول کارهای دستی گردیده و به لسان المانی غزل سرائی مینمود این خانم چنان ابیاتی را میسرائید که در ایام طفولیت زیاد مشق آنرا کرده بود. در وسط میز دیگر اعضای فامیلی او جا داشتند و ایشان عبارت از دو دختر و دو پسر بودند که در عمر در بین خودها کمی تفاوت داشتند . این اعضای كوچك عائلهٔ فیشر مشغول کارات دستی بوده کسی رسم و کسی تحریر می نمود . من طرفی قرار میگرفتم و مشغول خیالات بس مبهم خود میبودم . فیشر برین قناعت حاصل کرده بود که درین غوغای عایله اش کسی نمیتواند آنچه خیالش است در محل اجرا بیاورد اما خودش بالکل در هر نوع غوغا آموخته بود همیشه در صالون نان خوری کار می نمود . خانم فیشر که همیشه مرا میدید راجع به مادام گار و معلومات میگرفت وضعیت او خیلی ها متأثر معلوم میشد از وضعیت او چنین حس میکردم که گویا خانم فیشر یکی از اقربای قریب مادام گارو باشد. و خانم فیشر از پاریس یاد آوری میکرد. ما آلمانیها در هر جا میتوانیم بخاطر جمعی حیات بسر بریم درین مسئله انگلیس ها خوب هستند با هر نوع حیات میتوانند مقابله کنند اما در هر جا و در هر موضع رسوم و عادات خودها را ترك نکرده حداً آنرا اجرا میدارند خیلی شایقم که باز در المان بوده در شهر میونخ حیات بسر ببرم و با عائله خود شبانه در باغ بریطانیا و در اطراف لب نهر قدم زده در دره ها گشت و گذار کنم بعد گفت چه لازم است که راجع به این چیزها فکر کرده شود در حال حاضر در عائله عمومی خود بهتر میتوانم حیات بسر ببرم . من این خانمرا خیلی دوست داشتم زیرا هر زمان که مراغم احاطه میکرد برای رفع آن درین جا پناه می آوردم . در اواخر جنوری يك شب كه ناوقت در خانهٔ فیشر آمدم او برایم راجع به ورود خود درین سرزمین چنین حکایه نمود. آمدن ما درینجا محض برای اینکه حیات ما از خطر مصئون باشد بوده و قرار داد شده که معاش اعلی بدهند وبصورت اعلی حیات ما را تامین نمایند بموجب قرارداد مدت بیست سال که گویا تا اخیر عمر است باید درینجا بمانیم، میدانم ممکن نیست که بگذارند ازینجا خارج شویم. گفتم : آیا شما میدانید که کار نو چه طور درینجا آمده است . گفت : نمیدانم. درینجا ماطوری حیات بسر میبریم که هیچ چیزی از يك دیگری خودها جویا نمیشویم بلکه در بین ما پرسان کردن از سابقهٔ يك ديگر معمول نمیباشد. در حین مذاکره ما ، مارتین داخل اطاق گردیده گفتار خود را نسبت به ورود او قطع نمودیم مارتین با ما احوال پرسی نموده وبعد بمن نظر انداخته بيك وضعيت معنی دار به آهسه‌گی تمام گفت : فلیپ مارتین مامور است که برای شما اطلاع بدهد که مستر ترادی ساعت پنج عصر شما را در جای خود برای ملاقات انتظار دارد و این را نیز گفت که این دعوت برای شما نتیجه خوش خواهد داد و همچنین ممکن است دل تنگی نیز حس کنید لهذا خواهش میکنم که سبب آنرا از من جویا نشوید . ۱۹۸

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī, page 2756. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0986/2756 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0986/2756
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record