Machine transcription
( صفحهٔ ۱۹۷ ) ساحهٔ جدید زندگانی ( سال ششم )
نتیجهٔ بد نداشته باشد . لهذا بهتر است که بیش تر از همه خود را خوش نگاهداری بعد ازین
از يك دیگر جدا شدیم .
در روز های اخیر نسبت به مجبورت متصل به شهر رفت و آمد نموده و چندین مرتبه با شیو رود در مجالس
عمومی شرکت ورزیده بودم درین مجلس راجع به ساختمان مجرا های جدید آب ها مذاکرات بعمل می آمد .
در نتیجهٔ مذاکرات معلوم گردید که ساختمان این مجرا های آب به اصولیکه لازم است تعمیر نمیگردید
بطور عمومی کار در تعویق افتاده بود .
در اواخر به حقیقت پی بردم که در تبدیلی من ماکس کوا نیسپلی رول مهم بازی نموده است و او
درین صورت میخواست به من بفهماند که از دیدن من یا مادام کار و او کاملاً معلومات دارد .
شیورود درمذاکرات برای من گفت که تبدیلی من در جای دیگر برای اويك كنار ناگهانی معلوم
میشود و او امید وار است كه اختراعات من درین کار جدید هم نتیجهٔ لازمه را خواهد داد .
و نیز وا ضحاً گفت :
ساختمان مجراها برای ما آنقدر ها يك كار عمده و مهم نیست ، چون متن خود دره درین وقت
شكل يك غدير کامل را دارا بوده و آب آن بهمان راه سابقه جریان دارد . برای احتیاجات صنایع ما
مقدار زیاد آب بکار بوده و آب را ازین جا باید حاصل کنیم برای اینکه آب رسانی را بدرجهٔ اعلی
برسانیم ضرورت پیش میشود که مجراهای جدید باز کنیم .
من تمام گفتار شیورودرا درینجا نمیخواهم ذکر کنم چونکه درین وقت مرا يك غمگینی فوق العاده
استیلا نموده بود . من سعی میکردم که زیاده تر کار کرده خود را ازین بار غم بر هانم . برای
این مقصد در بسی مجالس شرکت ورزیده و نسبت به هر مسئله معلومات حاصل میکردم و نیز همیشه
در سینما رفته راجع به حیات امروزهٔ درهٔ خود معلومات بد ست می آوردم . وقتيكه من سوج
احتیاطی را فشار میدادم میدانستم که این تأثیر ا تیکه تولید می شود نه برای اینست که اهالی
این سر زمین راحت داشته خوش باشند بلکه میخواهند آنها را بدون ذریعه در تحت تأثیر مسمریزم
حقیقی در آورند .
بعض اوقات در من تردید تولید میگردید که وضعیت موجودهٔ اروپای ما نمیتواند آنچه را که
خوش بختی است برای مردم تهیه کند و تمدن حاضرهٔ ما عاجز ازان است .
بعض اوقات افکار غم آلودی مرا فرا میگرفت که از وطن خود ما دام العمر جدا مانده ام
و چون وطن خود را منتها درجه دوست میداشتم از آنرو بسی مغموم میگردیدم . اکثر روز ها
در خانهٔ طعام فیشر و عائله اش را در اطراف میز نهار خوری میدیدم اطاق طعام خوری ایشان خیلی
موزون و اعلی بود . اطاق شان به قالین های نرم تفریش و به گلدانی های گل زینت یافته بود .
تنها درین اطاق بود که از غم ها فارغ بوده و بفکر حقیقی خود مصروف میشدم .
اکثراً وقتيكه طعام صرف میشد دريك سمت میز فیشر قرار گرفته جریدهٔ محلی را میخواند و در دیگر
۱۹۷
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
