Machine transcription
سفر نامه چین ( سال ششم ) >
( صفحه ۱۳۹ )
حضرت اعلی خلد الله تعالی ملکه و سلطانه بود قا ماشا نقار انرا بجانور داران خود سپرد ، روز دیگر
ایلچیانرا طلب کرد و گفت شانقارهای خود را نشان کنید ایشان گفتند مانشان کردیم ، باد شاه گفت
لشکر من بسرحد ولایات میرود شما نیز یراق خود بکنید (۱) با لشکر من روی بولایت خود آرید
گفتند هر چه پادشا فرماید چنان کنیم بعد ازان [ ار ] غداق را که ایلچی امیر زاده سیور غبتمیش
نورالله (۲) مرقده ، بود گفت شانقار نیست که بتو دهم [ واگر هم می بود نمی دادم تا ] همچنا نکه
آن (۳) بارازشیر آزاد نوکرامیر زاده ابراهیم بهادر بازستاند ( ند ) از تو نیز نستاند ، او در جواب گفت
اگر پاد شاه عنایت فرماید و شانقار بدهد کسی از من نتواند ستاند ، پاد شاه گفت تو اینجا باش تا شا نقار
برسد بتو دهم و درین نزديك دو شانقار میرسد آنرا بتو دهم .
در هشتم ربیع الاول سلطان شاه ( و ) بخشی ملك راطلب فرمود ( و سنکشی (٤) فرمود ) و سنکشی
بزبان ختائی انعام باشد سلطانشاه راهشت بالش (٥) نقره و سه جامه پادشاهی با استر (٦) وبیست وچهار
قلعی (۷) ولو وليل . . . . . بیا و دو اسب یکی بازین و یکی بی زین ، و صد چوبه تیرنی و بیست و پنج
کبیر (۸) و سه پهلوی ختائی و پنج هزار چاو و بخشی ملك را نيز مثل آن اما يك بالش نقره کمتر بود،
وخاتون ایشان را بی بالش نقره نیمه آن قماش ها فرمود . و در آن روز ایلچی اویس خان رسیدند
با دویست و پنجاه نفر و او را بویا تیمورا ( ۹ ) تکا میگفتند و پادشاه را دید و سر بر زمین نهاده
ومجموع ایشان را جامه وار های پادشاهی دادند و علفه معین کرد .
بقیه پاورقی صفحه گذشته (۱۰) که ازان مستفاد میشود که این جانور بر ساحل نهر منجمد
شمالی یافته می شود و او را روسای ایل های تاتاریه شمالیه بخاقان چین ببا ج میفرستادند ، در هفت
قلزم ( بذيل سنقر ) می گوید که آن « مرغیست شکاری از جنس چر غ گویند بسیار زننده میباشد
و پادشاهان پیوسته بدان شکار کنند » اما شونقار را جنس چرغ ( باز ) گفتن درست نیست رجوع
کنید به فرهنگ شا (Shaw) که نام اصطلاحی این جانور را Falcohendersoni نوشته
است ، (۱) اصل : بکنند (۲) وفات امیر زاده در سنه ۸۳۰ هـ بود و قصه متین در سنه ٨٢٤ هـ پس این
جمله دعائیه را حافظ ابروهنگام تالیف این حصه کتاب در سنه ۸۳۰ افزوده است ،
(۳) اصل : بازار شیر آزاد ، مطلع : آن کرت از ارد شیر نوکر میرزا سيور غتمش ، کاتر میر
کوت» را «کره اسب » نوشته است : : (٤) درا کثر نسخ مطلع سنکش نوشته است ( و دريك
ستکس ) اما دراصل بهر موضع یاء در آخر نوشته است ، (٥) رجوع كنید به پول ( ۱ : ١١٥ ) حاشیه
٤ ، برای معنی این لفظ حاصلش این که بالش مقدار پست از زر که بقول جوینی وزنش پنج صد متقال
است ( خواه از سیم باشد و خواه از زر ) و بقول وصاف بالش زر دوهزار دینار و بالش سیم دو صد دینار
و بالش چاو ده دینار قیمت دارد ، اما در مصنفات مآت بعد قیمت بالش ازین ها متفاوت است ، (٦) اصل :
استرا باد ، تصحیح از روی مطلع ، ( ۷ ) ( کاتر میر ) : قلعى ليك باسا ، مطلع ( كرائست كالج ) :
قلعی و لو و لنك وشاو ، رجوع كنید به حاشیه (۸) اصل : كبير - يكان پهن که بشکاری
اندازند ( بهار عجم ) ، ( ۹ ) مطلع ( نسخه كرائست كالج ) : بوتا ،
۱۳۹
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
