BrowseKābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī → page 2688

Page 2688

Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī · pages 1–3124


Page image — the source of record

Scanned page 2688 of Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī

Machine transcription

( صفحه ١٤٠ ) کابل ( شماره اول و دوم ) و در یوم الاثنین ثالث (١) عشر [ ربیع الاول ] ایلچیان را طلب داشتند و پادشاه فرمود من بشکار میروم شانقاران خود را بگیرید (٢) (و) نگاهدارید که اگر دیرتر بیایم شما معطل نشوید وطعنه چند زد که شانقاران خوب میپرید و اسپان بد می آرید ، شانقاران را تسلیم ایلچیان کردند و پادشاه بشکار رفت ، بعد ازان پادشاهزاده از طرف پیتای (٣) (؟) آمد وروز بار بجای پادشاه می نشست . [ و هژدهم ماه ایلچیان بدیدن اورقند در طرف شرقی خانه پادشاه بطریق پادشاه ] نشسته بود واز چپ وراست همان رسم (٤) بود و ایلچیان را همچنان که پیشتر شیرها نهادند و آش خوردند و متفرق شد . در غره ربیع الاخر سچنان (٥) خبر کردند که پادشاه از شکار می آید پیش و از می باید رفت ، رفتند و تا نماز پیشین در بیرون بودند آخر معلوم شدکه روز دیگر می آید به و تاق باز گشتند چون پیام رسیدند شانقار کبود سلطان احمد ، مرده بود ، باز همان زمان سچنان (٦) آمدند و گفتند سوار شوید و امشب در بیرون باشید تا سحر گاه پادشاه را توانید دید ، و باران (٧) میبارید چون سوار شدند بر در بام مولانا قاضی و جمع با او ایستاده بودند بغایت ملول ، از جهت ملالت استفسار کردند ، مخفی گفت که اسپی که حضرت (٨) سلطنت شعاری خلد الله تعالی ملکه و سلطانه برای پادشاه فرستاده بود در شکار بران اسپ سوار شده و آن اسپ پادشاه را انداخته و پای (٩) متالم شده ، وازین جهت غضب کرده و حکم شده که ایلچیان را بند کرده بشهرهای شرقی ختای فرستند ، اصحاب ازین خبر بغایت ملول شدند ، دران ملالت وقت سنت بود که سوار شدند تا نیم چاشت مقدار بیست مره (١٠) رفتند ، اما از غلبه لشکر بان که بشهر میرفتند گذر نبود ، القصه باردوی پادشاه که شب فرود آمده بودند رسیدند ، مقدار پانصد قدم در پانصد قدم دیواری که ده گز بلندی آن بودوچار قدم عرض همدران شب که فرود آمده بودند برآورده ، و دیوار قالی درختای زود می سازند و دو دروازه گذاشته و از پس دیوار که خاک (بر) داشتند خندقی شده و بر دروازه ها مردان کاری با سلاح باز داشته وبر گرد خندق مردان باسلاح تاروزبود ودراندرون آن از اطلس زرد دو چتر مربع بچهارستون که بلندی آن مقدار بیست و پنج گز برپای کردد و در گردن آن دیگر خیمها وسایه بانها همه زرد اطلس زرنشان کرده ، چون از سواد شهر بصحرادر آمدندپیدا بود . (١) ١٣ / ربیع الاول سنه ٨٢٤ ـ ١٨ مارچ سنه ١٤٢١ ع اما بحساب و سنت فیلد این روز یوم الاثنین نه بود ، بلکه چهارشنبه بود ، (٢) اصل : بگیر د (٣) مطلع ( نسخه کرالست کالج ) : ولایت نتای ، در كنج البحر بحواله ظفر نامه نوشته است که از خان بالیغ تا به نتای که از شهرهای معظم خطاست چهل منزل میگویند : (٤) اصل : رستم ، تصحیح قیاسیست ، چله در مطلع این طور است . واطراف همچنان برآراسته ، (٥) اصل : سجستان ، (٦) در اصل مثل سابق ، (٧) اصل : بازان . (٨) یعنی شاه رخ (٩) امادر سطور آینده پادشاه خود میگوید که « دست من درد میکند » ص٤٤ (١٠) ١٦ مره ـ يك فرسنگ شرعی (ص١٤) که باندازه پول تقریباً سه و نیم میل بود و مسافتی که طی کردند کم از پنج میل ، اما بحسابی که او بحواله کلاویو درج کرده است می توان گفت که شش میل رفتند ١٤٠

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī, page 2688. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0986/2688 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0986/2688
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record