BrowseKābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī → page 2683

Page 2683

Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī · pages 1–3124


Page image — the source of record

Scanned page 2683 of Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī

Machine transcription

( صفحة ١٣٥ ) سفر نامۀ چین ( سال ششم ) ایشان میمالند تا مویشان بال [ بال ؟ ] شود بعد ازان گرد سرش بکارد (۱) ببريدند و پوست سرش بر مثال کله پوشی (۲) از سرش در ربود ، بعد ازان آن پارۀ آهك بر آن سر پوست کنده ریختند و بعد ازان بر دار (۳) می بندند از سه موضع اول از گردن دیگر از میان دیگر از ساق پای ، و دستها از پس پشت بسته ، و جلادان روی بروی می ایستند و اگر صد کس را حکم کشتن شود البته صد جلاد ایشان را بکشتند و رسم نیست که جلاد دو کس را بکشد ، و بعد ازان ( که ) همچنين بسته است جلاد کاردی و قلابی در دست دارد و بقلاب از روی سينۀ ایشان گوشت بر میگیرد و بکارد میبرد مقدار يك روی ناخن تمام روی سینۀ او (٤) پلنگ رنگ کردار از چوبی درشت ( که ) مثل سوهانی ساخته اند بدو دست محکم بر روی سينۀ ایشان میمالند چنانکه خون ناب روان می شود ، بعد ازان دیگ آب جوشان کرده اند ( و ) آفتابۀ آب جوشان شخصی دیگر بران جراحتها می ریزد و دیگر جارو یی در دست آنرا می شوید و آن کافران نعره می زنند و بعضی خاموش اند و تحمل می کنند ، و چون این عمل کردند و جراحتها را بآب گرم تازه تر ساختند دو کارد پیش شانۀ او فرو بردند و سیخی آهن سرخ کرده کارد برمی کنند و بجای آن سيخ آهن تافته فرومیبرند تا آن سوراخها (٥) داغ می شود وبعد ازان بر می کشند و فمی مسین که گلاب بدان در شیشه ریزند ناثرۀ آنرا بموضع سیخ نهادند و آب جوشان در وی می ریزند چندانکه از آب جوشان گوشت سرخ ایشان سفید میشود ، چون عملها کردند و هنوز نمرده بود باز بنیاد بریدن (٦) می کنند ، القصه تا آخر روز آن شخص را بدین نوع عذاب میدهند واگرمی خواهند که عذابش زیاده باشد تا بده روز بدین نوع نگاه میدارند ، و بعد ازين عذا بهاچون مرد شکمش بازمی کنند و مجموع آلات بیرون کرد وقبر غه (۷) جدا جدا گردن گرفتند و هر فیرغه که جدا کرد کبار دمثل قصابان در دهان میکردند تا تمامت استخوان ریزه ریزه کردند و پس ازان عرابه آوردند و آن مردار بها بران بار کردند در بیرون شهر مغاکی است آنجا می اندازند . و در باب گناهکار احتیاط کنند چنا نچه باد شاه را دوازده دیوانست (۸) اگر شخصی بگناهی متهم [ شد ] میباید که بهرد وازده دیوان گناه برو ثابت شود و خصمان اورا باو مجادله فرمایند چنانکه مثلاً اگر در یازده دیوان گناه بروثابت شده است و در دیوان آخرین ثابت نشد آن شخص را امید خلاص هست (٩) ، اگر حجتی پیدا کرد که بدان سبب شخصی که در شش ماه (٥) راه زیاده یا کمتر است حاضر میباید کرد تاتحقیق شود اورا نمیکشند (١٠) و در حبس نگاه میدارند وبطلب آن شخصی (۱) اصل : بكارند ببريدند (۲) کلاه (۳) اصل برادر ، ( ٤ ) تصحیح قیاسی است ، پلنگ رنگ کردار که جلدش چون پلنگ نقطها از رنگ دیگر داشته باشد ، (۷) اصل : ساوخها . (٥) اصل : بردیدن ، (٦) قبرغه ـ پهلو (۷) دیوان عدالت . ( ٨ ) پيول میگوید : شك نیست که مصنف درین بارۀ اشتباه کرده است ، (٩) مطلع : مساهه (١٠) اصل : کشتند . ۲۱۹۳۰

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī, page 2683. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0986/2683 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0986/2683
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record