Machine transcription
( صفحه ١٣٤) کابل (شماره اول و دوم )
و اورا درهوا بکرفت ، دیگر جماعتی گویند كان واهل ساز پهلوی یکدیگر، شخصی یاتوغن نواخت و دوازده
مقام اصل نموده برخلاف اصول و آهنگ ختائیان ، وشخصی دیگر پیه ( ۱ ) مثل آن ، ودیگر ی موسیقار
و [ باز هم ازینها یکی یک دست برموسیقارو ] یکدست برپینه وصاحب پیه یکدست برپینه و یکدست انگشت
بر ثقبهای ( ۲ ) نی که برد هان دیگر یست ، و صاحب نی دهان برنی وچار [ یا ]ره بردست ، مجموع
بر اصو ل که هیچ یک خـارج نه کردند ، و این مجلس تا آخر نمـاز پیشین برداشت و پـاد شـا ه هم
در مجلس باز ( ی ) گرا نرا انعام فرمود تا چا و (۳) آورد ند و نقد بدیشان د ا د ، و پاد شـاه
بر خاست (٤) و بحرم در آمد و ایلچیانرا اجازت شد ، و در میان صحن آن بارگاه چند هزار جانور
پرنده مثل زاغ و زغن و خاد و فاخته و قمری و مو سـچه میو ها ( ٥ ) و ریز هـا که افتا د ه بو د
می ربود ند و هیچ از آدمی نمی رمید ند و چون شب میشود هم بران درختان میان سرای میآرامیدند
و آنرا کسی مزاحم نمی شد ، ا لقصه این ایلچیان از هشتم ذی الحجه سنه ( ٦ ) اثنی [ اثنتین ]
و عشرین و ثما نما ة تا [ اوا ئل ] جمادی الاول سنه ثلاث و عشرین و ثما نماة که مدت پنج ما ه با شد
درین شهر بودند و هر روز علفه که د ر روز او ل مقرر کردند بتمام و کمال بدیشان رسید و بیر و ن
آن چند ین کرت ایشا نرا طویها داد ند و ترتیبها کرد و در هر کرت که طوی شد بازیگران از (۷)
نوعی دیگر این طوی دیگر و تکلفات ز یاده از مقدم ، فی ا لجمله روز دیگر که عید ا ضحی بو د
[ و] درین شهرخان بالق پادشاه ازبرای مسلمانان مسجدی ساخته است ایلچیان و جمعی مسلما نان که
دران شهر بود ند در ( ٨ ) [ ا ن ] مسجد رفتند ونماز عید گذارد ند و بعد از دوروز د یگر باز
ایلچیان را طوی دادند و هر باریکی را طوی میدادند عظمت خود را پیشترو بنوعی دیگر ایلچیان [ را ]
مسعود وبازی گران بانواع دیگر بازی گری میکردند وحقه بازی ها (ی) غریب . در هفدهم ذی الحجه
جماعتی گناهگارانرا بسیا ست گاه فرستادند و قاعدۀ کافر ان ختائی در دفتر های ایشان نبشته ا ست که
ز بهر هر گناهی چه نوع (۹) عقوبت کنند بعضی ( را ) گردن میزنند و بعضی ر ا از داری آ ویز ند
و بعضی را پاره پاره میکنند ، چون حکم شد که یکی را بعذاب ( قتل (۱۰) کنند) قدری آهك در سر
(۱) اصل : بیشه ( درین موضع وجاهای دیگر بسه بسه) ، مطلع بینه و ( پنیه ) (۲) اصل بثقهای .
(۳) چاو پارچه کاغذ بود که نام و لقب پادشاهان چین بران نقش میکردند و خلق آن دیار بجای تنگه
طلا و نقره صرف می نمودند ( تاریخ فرشته منقول د ر تعليقات كاثر مير) و هم كـاتر میر گفته که چاو
كـا غذ زر است که از قشر درخت تو ت ساخته میشد ، يا نك نوت یا پول كـا غذی . ( ٤ ) اصل
ومیوه ها (٥) اصل : خواست ( ٦ ) این سهو یست از مصنف ، ازانکه رفتن ایلچیان از هرات به ٦
ذیقعده سنه ٨٢٢ ه بود ( س ٢ ) ورسیدن ایشان به خان بالق به ٨ ذی الحجه سنه ٨٢٣ه (س٢١)
نه ٨٢٢ ه که درینجا (وبه تتبع زبده درمطلع السعدین نیز نوشته است ٠ (٧) مطلع : نوعی دیگر بهتر
از پیشتر بازی ها کردند ، شاید در اصل ، بازی گری از نوعی دیگر ازین طوی دیگر » بوده باشد،
(٨) اصل : از (٩) تفصیل انواع عقوبات را صاحب مطلع مرفوع القلم كرده ، و مضمون ص ٣٣ س
٢ تا ص ٣٤ س ٧ را ندارد ، تصحیح درین سطور قیاسی ست (١٠) بیاض در اصل بقدر د و سه لفظ
وبعدش لفظ او آ نچه محدود بقوسین است از روی حدس و تخمین افزوده شد .
١٣٤
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
