Machine transcription
( صفحه ۱۱۹ )
سفر نامۀ چین
( سال ششم )
در دهم رجب جمعی ختائیان رسیدند و گفتند اسامی ایلچیان و عدد ایشان بنویسند ، در نوزدهم رجب بموضعی رسیدند که آنرا صوفی اتا می گفتند و یکی از سادات ترمذ که او را خانقاه زده تاج الدین نام بود آنجا لنگری ساخته و ساکن شده و ( او ) داماد امیر فخر الدین حاکم مسلمانان قامل بود و در حادی عشرین رجب بشهر قامل رسیدند و درین شهر امیر فخر الدین مسجدی بزرگ ساخته بود و در مقابل بتخانۀ ساخته بودند بغایت بزرگ و در وی بتی بزرگ ساخته ، از چپ و راست بتان دیگر خورد تر بسیار بودند و در پیش بتی بزرگ مقدار بچه ده ساله صورتی از مس ساخته در غایت صنعت و خوبی ، و بر دیوارهای خانه صورت گریهای استادانه کرده و رنگ آمیزیهای خوب و بر در بتخانه صورت دو دیو که بر یکدیگر حمله کرده باشند ، و منگلی تیمور بایری (۱) جوانی بغایت صاحب جمال حاکم قامل بود (۲) .
در خامس عشرین رجب از انجا کوچ کردند و بعد از ان (۳) راه اکثر چول بود هر يك روز دو روز بآب میرسیدند تا دوازدهم (٤) شعبان بموضعی رسیدند که از آنجا تاسکچو (٥) که اول شهر ختائیان و قراول (٦) ایشان بود ده (۷) روزه راه چول بود ، جمعی از ختائیان بموجب حکم پادشاه باستقبال ایلچیان آمده بودند و سر غزاری فره بود هم در ان روز [ در ] سر غزار [ ی ] صفۀ عالی ساخته و سایبانهای کرباس زده و شیر (۸) ها و صندلیها نهاده و انواع ماکولات از قاز و مرغ و گوشت پخته و فواکه و میوههای خشك و تر بر طبقهای چینی مرتب کرده و بر هر شیرۀ نخلی بسته ، القصه در ان بیابان طوی که در شهر ها بدان تکلف نتوان ساخت ترتیب کرده بودند و شیر ها و خوانها نهاده ، و بعد از طعام انواع مسکرات از عرق و سرمه (۹) در کار آوردند و مجموع را مست ساختند و بیرون طوی هر کس را بقدر مرتبه گوسفند و آرد وجو وما يحتاج سفره عرقی وسرمه بدادند و این ساختگی مجموع از سکچو آورده ، و آنجا نسخه کردند که با هر کسی چند نوکرند و داجیان حجت میگرفتند که می باید که نوکر زیادتی ننویسند که یاساق ختای زیکت ( اینست ؟ ) و هر کس در وغگوی شد او را وقعی ننهند و بسیار بازرگانان پیش ایلچیان
( ۱ ) اصل : پایری ، مطلع ( نسخۀ کاتر میر ) : پایری ، حبیب السیر : پایری ،
( ۲ ) در مطلع السعدین می نویسد : و از انجا به بیست و پنج کوچ راه چول و بادیه قطع کرده بهر دو روز آب می یافتند و دواز دهم ماه شعبان در اثناء بیابان بشیر و گاو قطاس دوچار شدند و آنجا گاو چنان بزرگ می شود که گویند توپلی سوادی را از پشت زین بسر شاخ ربوده و مدتی بر سر شاخ بود ( بجای شیر در بعضی نسخ شتر نوشته است یعنی شتر وحشی و گاو قطاس ( ۳ ) یعنی مفازۀ گوبی را عبور می کردند ، چول بمعنی بیابان و ریگ زاراست . ( ٤ ) ۲۲ ر اگست سنه ١٤٢٠ع ، (٥) Sucheu (٦) پاسگاه (۷) مطلع : دو ،(۸) خوانچه پایه دار ، (۹) نوعی از شراب متعارف ترکستان . ( بهار عجم )
۱۱۹
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
