BrowseKābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī → page 2664

Page 2664

Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī · pages 1–3124


Page image — the source of record

Scanned page 2664 of Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī

Machine transcription

( صفحه ۱۱۸ ) کابل ( شماره اول و دوم ) شدند. و در ( اوائل ) ربیع الاول به تاشکند رسیدند و در دوازده هم (۱) به سیرام (۲) و در غره ربیع الاخر (۳) به آشپره و در حادی عشرین ربیع الاخر بایل (٤) مغول در آمدند مرغزارها خوش بود و فصل بهار ، هر روز کوچ میکردند ناگاه خبر رسید که اویس (٥) خان شیر محمد اغلان را عقب داشته بود تا قتل کنند و قتل محمد و بعضی از امراء مغول بدان جهت از اویس خان یاغی شده و ایل بیقم برآمد ، ایلچیان متوهم شدند و کوچ کردند بعد ازان خبر رسید که فتنه تسکین یافت و امرا باویس خان ( اطاعت ) کردند و امیر خدایعاد که امیر معتبر آن دیار بود برسید و ایلچیان را استمالت داد و پیش اویس خان رفت ایلچیان ایمن شده براه خود رفتند ، تا در هزدهم ( ٦ ) جمادی الاول بموضعی رسیدند که بلغوتو می گفتند و آن از حساب ایل محمد بیک بود آنجا توقف کردند چندانکه بعضی از داعیان (۷) و نوکران شاه بدخشان و غیره که متوجه ختای بودند چنه برسیدند و در بیست ( ۸ ) و یکم جمادی الاول از انجا کوچ کردند و در بیست و دوم از آب ( ۹ ) کنگه گذشتند و در ثالث عشرین ایلچیان محمد بیک را که حاکم این الوس بود دیدند ویس محمد بیک سلطان شادی کورکان داماد شاه جهان بود که ( ۱۰ ) خاتون ( ۱ و ) خواهر خاتون امیرزاده اعظم جوکی بهادر خلد الله ملکه باشد ، در بیست و ششم جمادی الاول در مرغزار و جلکاء یلدوز در آمدند و از نجا گذشته بایل شیر بهرام رسیدند ، و پسر شیر بهرام آنجا بود ، با وجود آنکه آفتاب ( ۱۱ ) بسرطان رسیده بود یخ می بست چنانکه دو انگشت بر یخ میشد در هشتم ( ۱۲ ) جمادی الاخر خبر رسید که پسران محمد بیک داجی را که ایلچی اویس خان بود غارت کرده ، داعیان و ایلچیان متوهم شده گفتند ما را سعی می باید کرد که خود را زودتر بسرحد ختای رسانیم و دروها ( ۱۳ ) و کوههای سخت بود واکثر اوقات باران و ژاله می بارید . در اواخر جمادی الاخر به شهر طرغان رسیدند و درین شهر اکثر کافران ( ١٤ ) بودند و بت می پرسیدند و بتخانه بزرگ داشتند در غایت تکلف و بتان بسیار در انجا ، بعضی نو ساخته و بعضی کهنه ، و در پیشانی صفه یك صورت بزرگ که میگفتند این صورت ساکمونی ( ١٥ ) است و در دوم ( ١٦ ) رجب ازین شهر کوچ کردند و هوا در غایت گرمی بود ، پنجم رجب به فرا خواجه رسیدند ، ( ۱ ) ۱۲ ربیع الاول سنه ٨٢٣ هـ مساوی ۲۷ مارچ سنه ١٤٢٠ ٠ ( ۲ ) سیرام واقع بود برکنار روداریس که معاون سیحون است و هشت میل بشرق چیمکن است ، قبل از حمله های مغل این شهر را اسپیجاب نام بود ( ٣ ) ١٥ اپریل سنه ١٤٢٠ ع ( ٤ ) یعنی بلاد مغول ( یول ) . ( ٥ ) رك به یول ص ٠٥٢٥ ( ٦ ) ٣١ می سنه ١٤٢٠ ع ( ٧ ) رك به يول ج ۱ ص ٠٥٥١ حاشيه ١ ، (٨) ٤ - جون سنة مذکور ، (٩) مطلع السعدین : آب کنگر ، اما بقول کاتر میر غالباً این همان آبی است که آن را رود کزن کثر گویند ( ۱۰ ) حاصل این که شاه جهان را دو دختر بود ، یکی در حباله ازدواج سلطان شادی ولد محمد بيك و ديگر در عقد میرزا محمد جوکی ولد شاهرخ بهادر . ( ۱۱ ) یعنی قریب به ۲۱ ماه جون سنه ١٤٢٠ ع ، ( ۱۲ ) ٣٠ جون سنه ١٤٢٠ ع ، ( ۱۳ ) اصل کهای سخت ، ( ١٤ ) یعنی بودائیها بودند ( ١٥ ) یعنی سا کیا منی ، ( ١٦ ) ١٣ جولائی سنه ١٤٢٠ ع . ۱۱۸

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kābul ʻilmī, adabī, ijtimāʻī, tārīkhī, page 2664. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0986/2664 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0986/2664
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record