Machine transcription
( صفحه ۳۷ )
سخندان فارس
( سال ششم )
برستم دهم تخت و گنج و کلاه
نشانمش برجای کاووس شاه
چو در دشت مر رخش را یافتند
سوی بند کردنش بشتا فتند
چو رستم بدیدش کیانی کمند
بیفکند و سرش اندر آمد به بند
اسدی طوسی در شان روح میگوید : ـ
ببیندت و وینه ن ورا روی نیست
کشد کوه و هسنگ يك موی نیست
یعنی او ترا می بیند و تو او را نمیتوانی دید :
گاه حرف متحرك را ساکن میکرده اند : ـ
بشادی همه جان بر افشاندند
بر ان پهلوان آفرین خواندند
۳ : در آخر اسم و فعل الف زائد می آورند . فردوسی در محاربهٔ سيامك
با دیو می گوید .
سيامك بر آمد برهنه تنا
بیا ویخت با پورا هر یمنا
و در تعریف ماه میگوید : ـ
به سی روز گیتی به پیما یدا
دو روز و دو شب روی ننمایدا
٤ : در هر اسمی که میخواستند الف جمع الحاق میکردند . فردوسی رستم را
در مرگ سهراب تسلی میدهد : ـ
که درمان این کار یزدان کند
مگر کاین غمان بر تو آسان کند
اگر همتر باشد مرا سالیان
بخدمت به بندم کتر بر میان
ه : در کلمات مختوم به الف و واو ـ یا ـ الحاق میکردند : ـ
کزاویست پیروزی و دستگاه
هم او آفریننده مهر و ماه
٦ : بعض كلمات مخفف مانند : ـ زرو پر و غیره را مشدد نموده اند . اسدی طوسی
در حمدی گوید : ـ
یکی ز ر بفتش دهد خسروی
یکی شا ر ها با نقش هند وی
چو خورشید آن چادر قیر گون
بدرید و از پرده آمد برون
۳۷
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
