Machine transcription
شماره ( دوازدهم ) سال دوم مجله کابل ( ٣٠ )
هزار بتکده آواره کرده هر يك ازان هزار شیر دمنده بقهر کرده شکال
بدین بها که تو يك بيت من خرید ستی سریر و ملك نخر ند و تاج و جاه و جمال
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
حصار نیست که دندان پیل تو نگشاد زمین که سم ستورت بر و نکرد اشکال
هر آنکه کو ته کرد از مدیح شاه زبان دراز کرد بر و شیر آسمان چنگال
دو چاکرند ملك را ز جمله رهبان چو آن هزار هزار دیگر طغان و نیال
بنام تیغ مما نی یکی و دیگر جود فنای مال و در امن وقبله اقبال
هزار دینار آن جود بینهایت داد هزار دیگر آن اژدهای اعدا مال
بشعر یاد کند روزگار بر مکیان دقیقی آنکه کا شفته شد برا و احوال
سحاق بن ابرا هیم را چه بهره رسید زفضل برمك و آن شعر قافیه بر دال
بيك دو بيت ندانم چه داد فضل باو فسانه باك ندارد زنا محال و محال
مرا دو بيت بفرمود شهریار جهان بر آن صنوبر عنبر عذار مشکین خال
دو بدره زر بفرستاد دو هزار درم برغم حاسد بیمار بد سگال و نکال
چو آفتاب شدم در جهان کشاده زبان بدل چو داد دو بیت مرا دو بیت المال
چه گفت حاسد و آنکس که بد سگال منست بباطن اندرو در آشکار نيك سگال
دو بدره یافتی از نعمت و کرامت شاه غنی شدی دگر از جور روزگار منال
بلی دو بدره و دینار یافتم بتمام حلال و پاکتر از شیر دایگان باطفال
هزار جیحون بگذشته است هر دینار چوخضر و ازبر دریا دوصد هزار جبال
بتیغ هندی از هندوان گرفته بقهر دلیل نیکی و نيك اختری و فرخ فال
هزار بود و هزار دگر ملك بفزود بيك غزل که ز من خواست بر لطیف غزال
همان صنم که بمن بر نکرد چشم از عجب نداد فرقت او مر مرا امید وصال
کنون همی رسدم کش بفر دولت شاه ز آفتاب کنم تاج و ماه نو خلخال
ایا محمدی (ص) از دین پاك با قی باش همیشه تازه چو دین محمد از شوال
١١٦٨
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
