Machine transcription
شماره ( دوازدهم ) سال دوم مناظره عنصری و غضایری ( ۲۹ )
مناظره عنصری بلخی وغضائری رازی
در طي قصيده كه در مدح سلطان محمود
سروده اند
( غضائری )
اگر كمال بجاه اندر است و جاه بمال مرا ببین كه به بینی كمال را بكمال
من آنكسم كه بمن تا بحشر فخر كند هر آنكه بر سريك بيت من نويسدقال
همه كس از قبل نيستی فغان دارد گه ضعیفی و بیچارگی و سستی حال
من آنكسم كه فغانم بجرخ زهره رسيد ز جود آن ملكی كم زمال داد ملال
روا بود كه ز بس بار شكر نعمت شاه فغان كنم كه ملالم گرفت زين اموال
چو شعر شكر فرستم ازین سپس بر شاه نكرچه خواهم گفتن زكبرو غنج ودلال
بس اى ملك كه نه گوهر فروختم بسلم بس اي ملك كه نه عنبر فروختم بحوال
بس اي ملك كه ازين شاعري وشعر مرا ملك فريب بخوا نند و جادوي محتال
بس ای ملك كه ضياع من و عقار مرا نه آفتاب مساحت كند نه باد شمال
بس ايملك كه نه گوگرد سرخ گشت سخن نه كيميا كه ازو هيچكس ندید خیال
بس ايملك كه دگر جاي شعر شكر نماند مرا بهر دو جهان در صحيفة اعمال
بس ايملك كه من اندر تو آن همی شنوم كه در مسيح شنیدم ز فرقة جهال
بس ايملك كه زمانه عیال نعمت تست بمن رهی چه رسد زینهمه ز ما نه عیال
بس ايملك كه ملوك ار گزافه گردكنند بهر ز مین و نترسدكس از حرام وحلال
همه بكا يك دينار وبدرة تو و گنج اسیر روز مصا فست و صید روز قتال
خراج قیصر روم است وسرگزیت خلم بهاي بند گي رام و را ي با جيپال
بلاي برهمدان است وقهر قرمطيان هلاك امر منان است و آفت دجال
زهي ملك كه حلال اينچنين بود دينار بتيغ پا لده در خون خصم دا ده صقال
١١٦٧
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
