Machine transcription
شماره ( دوازدهم ) سال دوم خمريه يا باده حقيقت ( ۱۷ )
لیت گر جان ستان بودی چو غمزه نبردی جان سلامت یکتن از تو
ز نرگس لاف با پیراهنت ليك ندارد بوي آن تر دامن از تو
بدرد جيب تا دامن گر افتد جدا همچون قبا پیراهن از تو
كنايات اشعار خمرية شيخ عمر بن الفارض ــ بلکه بعضاً تصريحات ـ آن نشان ميدهد كه :
كيف عاشق ز شراب دگرست
بعض ابيات چنان هم می افتد كه هيچ دليلی برای ترجیح جنبه روحانی آن نمی توان يافت ، آنجا ذوق گوينده ( شاعر ) يا خود خواننده مسئله را فيصله می كند .
خود نشيده مستانه را جدا و ترجمه قاصرانه آنرا جدا نوشته كرده ايم تا مطالع شوق تطبيق و انتقاد ورغبت مطالعه خودرا امتحان كرده بتواند كه زحمت ورق گردانی برو گران می آيد يا آسان ؟
ترجمه قصيده
۱ – ( بياد دوست شرابی نوشيديم و مست شديم ، هنوز تاكها خلق نشده بودند . ) جامی رحمه الله تعالی نيز همين مضمونرا بعبارت لطيف ومعنى ادا كرده است :
بودم آنروز درين ميكده از درد كشان
كه نه از تاك ، نشان بود و نه از تاك نشان
۲ – ( بدر پياله آن ( می ) و خودش آفتاب و ساقی آن هلال است و چون مزج شد ( با آب ) كواكب زيبا از ان طلوع ميكنند ،
از بدر حضرت سيد السادات صلى الله عليه وسلم واز آفتاب ( عشق ) وازهلال ربانيين مراد است ، كواكب كه تشبيه حبابها ميباشند مقصد از مذاهب وطرق اند . شعرای فارسی نیز شراب ( انگور ) را با آفتاب تشبیه كرده اند :
مغان كه دانه انگور آب ميسازند ستاره می شكنند آفتاب ميسازند
۱۱۵۵
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
