Machine transcription
شماره (یازدهم) سال دوم مجله کابل (٢٦)
جمله امامان که هویدا شدند خود پسر حیدر و زهرا بدند
منکه ز اولاد بتول (رض) آمدم سخت ازین حرف ملول آمدم
ما گر از آنیم شما این چراست کین نه بآئین مسلمان رواست
آقای «ارژنگی» که یکی از صنعت کاران معروف «تهران» است، درین نزدیکی ها انجمن ما را به اهدای چند قطعه رسم ها و اشعار نفیس خود یاد فرموده اند. اینک ما رسم و اشعار آن صنعت کار را (متشکراً) درج صفحات کابل مینمائیم.
۱ - شیر اسیر
روزگار پلید و سفله و پست شیر را بال و پر چنان بشکست
که نهادند روبهان بندش دل دنیا بحال زارش خست
گشت چون شیر بسته زنجیر روبهان را نماند بیم از شیر
با سرور و شعف بهم گفتند بستانیم داد خود ز اسیر
پس از آن هر شغال و هر روباه آمدی در برش به نخوت و جاه
با تمسخر سوال از او میکرد با تکبر بوی نمود نگاه
که چه شد زور پنجه ات که چنین اوفتادی زبون بروی زمین
خویش را پادشاه ما خواندی کو کجا رفت تاج و تخت و نگین
پس از آن میزدند لبخندش که نکو کرده ایم در بندش
زجر کش بایدش نمود کنون زنده بایست پوست بر کندش
١٠٧٤
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
