Machine transcription
شماره (یا زدهم) سال دوم نامه هندوستان
(۳۳)
نامه هندوستان
بود سحرگاه که یکی نوجوان
داد بمن نامه هندوستان
بد سخنی چند در او آب دار
منتخب از چار خطاب بهار
بر روش و طرز همین مثنوی
در صفت پادشه پهلوی
از قلم آنکه در ایرانیان
هست مخاطب بشه شاعران
آن شعرا را ملك نكته سنج
كز هنر و دانش و علم است گنج
به ز تبر زد همه گفتار اوست
ليك نگفت آنچه سزاوار اوست
با همه تشویش و پراگندگی
خامه گرفتم به نگارندگی
گرچه بهار است بكا مغز تر
تا بطرازم رقمی نغز تر
این رقمی چند که در نامه رفت
نیست رقم خون دل از خامه رفت
مرغ چمن تا طرب آغاز کرد
مطرب دل نغمه چنین ساز کرد
کشور جم را نشدی کار نغز
تا نه بدی خسرو بیدار مغز
شکر خدا را که درین روزگار
تازه جهان گشت ز نو شهر یار
تازه چنان گشت که شد زبده خلق
کهنگی از سر بدو افکنده خلق
اختر میمون بجهان تافته
چرخ کئون دور دگر یافته
شاخ کریم را علم افراخته
کاخ ستم را زبن انداخته
رو کش مینو شده خاك عجم
باشه هیجاء فریدون حشم
باز در افکنده ز اسکندری
غلغله در گنبد نیلو فری
دولت ما زندگی از سر گرفت
طائر پر کنده دگر پر گرفت
ملت آشفته بساز آمده
آب زجو رفته و باز آمده
شه که چو خور بر سر ایران بتافت
گنج زهر ذره ویرانه یافت
١٠٧١
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
