Machine transcription
شماره ( دهم ) سال دوم بهار ( ۳۹ )
نمونه از ادبیات غرب
اثر پاتیف
مترجم آقای سید قاسم خان
بهار
سرمای عاطل و خسته کننده نوبت خود را گذاشته ، اینك فصل خوشگوار بهار دلفریب است كه شروع می شود زمین باسبزه مزین است و سبزه را گل های خوشرنگ والوان ، زیبائی بخشیده ...
درخت ها برگ كرده و جنگل را سایه دار ساخته است . گل های خودرو در بیشه ها سر كشیده و آوازنی چوپان كه بلبل خوش خوان را اذیت میكند بگوش میرسد ...
آب صاف و شفاف در جویبار پرپیچ وخم ، امواج خفیفی تولید كرده ، شر شر دلپذیرش را تكرار نموده از سر میگذرد و تصویر قشنگ بته های دو طرفة ساحل را در خود منعكس میسازد ...
بحر آرام و بی چین و آسمان صاف وخالی از ابر و غبار است ، كشتی باد بان كشاده سوی افق ار غوانی رنگ بی انتها روان و باد مسا عدی برفتارش كمك مینماید ...
زنبور های خوشرنگ اینجا و آنجا آواز های مطبوعی كشیده برای چیدن عصارة لذیذ گل ها ، سوی باغ در پروازند و در لانه های كوچك خود ، بهترین گل ، گل ها را جمع نموده ، از آن مواد پاك مائع شیرینی را كه عسل خوانده میشود ، مهیا میسازند .
ازهر جنس پرنده گان ، آواز های رسا بلند می شود ؛كاكلی در مزارع وقوروي آب ها بصدا می آیند ...
پرستو در سقف های منازل و بلبلان درشاخسار جنگل ، باحنجرة خوش آهنگ خود نغمات روح نوازی سرمیكنند و مقدم بهارسرورآوررا بهمدیگرخود تهنیت وتبريك میگویند ...
پس اگر تمامی این مظاهرات نشاط انگیز ، روحم را نوازش میدهد و از مشاهدة آن درخود يك جنبش باطنی شبیه به شباب احساس میكنم ، برای این است كه هر چیز با فصل خرمی و سرور ( بهار ) جان تازه میگیرد وزنده گی را از سر شروع میكند ...
انتها
۹۷۵
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
