Machine transcription
شماره (دهم) سال دوم مقام شعر در تکوین ملل (١٥)
مقام شعر در تکوین ملل
اقتباس از المقتطف مصر
ترجمه جناب قاری عبدالله خان
روزي که بشر بر هر چیز نام گذاری داشت؛ روزی بوده که تاریخ ارتقایش نوشتند تا از صف حیوانهای گنگ در مرتبهٔ انسانیت در آمد. این کلمات که ما اسماءش میگوئیم در بین امم شأن مقدس بزرگی داشته حتى نصرانیت در خصوص ( کلمه ) بزبان یوحنا میگوید : –
«کلمه در آغاز بود ، زیرا کلمه با فکر مجرد ازلی که برتر است از احاطه ادراك و در هیچ ظرفی نمیگنجد موجود گشته. از ینجهۀ خودش اصل و ما سوایش هر چه هست عارضی است. «کلمه» باینمعنی در حکمت افلاطون ؛ مشابهتی بفکر دارد چه «فکر مجرد در نزد افلاطون حقيقه دائمي و ما سوایش صورهٔ منسوخه است و چون کلام ؛ قالب افکار است اگر (کلمه را) بقدر انطباقش بواقع حقیقهٔ دائمی خوانیم نیز بی وجه نیست . آمدیم در اسلام ؛ خدا یتعالی آدم را از خاک بیافرید و اگر او را همانطور سر بخود میگذاشت البته از سائر مخلوقات زنده چندان فرق نمیداشت ولي توجه مخصوصی با و فرمود و در مدرسه الفت و اجتماعش جاداد و تمام نامها را با و آموخت و چون بدرس اسما براعت حاصل کرد شهادتنامهٔ کفو انسانی گرفت و اجازه یافت تا بموجب آن در صناعت ابوهٔ بشری رنج کشد و آموخته شود. بلی سزاوار این رتبه همین انسان بوده. این اعجوبهٔ عالم خلقت قدرتی یافت که میتواند رنج و المکشی خود را بزبان آه و ناله شرح دهد و عمیق ترین اسرار دل را با كلمات منسجم اظهار کند .
اگر سر نوشتش چنان بودي که محض مانند کلوخ چشم دار میدید و هیچ نگفته و شنیده نمیتوانست حالش چه می بود؟ بلی حالش مانند اشخاص کر و گنگ و بلکه ضعیف تر و فروتر از انها می بود چه اشخاص کر و گنگ از ار تقای بشر استفاده کرده واز خصائصی که بطریق زبان و گوش حاصل میشود هم بهره میگیرند .
اشخاص کر و گنگ اگر چه در تیزي چشم وقوهٔ لمس و ذوق نظیر ندارند . حركات هر کسی را میدانند ، خط پیشانی را میخوانند یاد داشت خوبی دارند ولی چون از معانی ابهیهٔ
٩٥١
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
