Machine transcription
شماره (نهم) سال دوم
علاقه بندی
(٤١)
يك جا نشود فرشته با دیو نی جمع شوند روشن و تار
با هم نبوند خود شب و روز دارد نه ثبات دود با نار
ابر سیه آفتاب پوشید یا یافته زاغ ره به گل زار
فرخار و چکل عیان زرویت در موت نهفته چین و تا تار
امسال بجان رسید کارم اي آنکه ربودیم دل از پار
تسخیر تو نیز میتوان کرد گر رام شود پری با شعار
چون چشم مفتنت نباشد در دور زحل سیاه مکار
بر در دهیم اگر غلامی از منصب شاهم بود عار
ناید بتی از دیار خلج مانند تو با رخ چو گلنار
ماه چکلی بجهره لیکن روشن نشد از توام شب تار
دارم بخیال چشم مستت از باده خون دو جام سرشار
فرخاری و خلجی توئی تا کابل بتو خلج است و فرخار
یغمائی اگر نه به یغما دلها بری از چه روي پری وار
ره برده مگر بعطر آن مو زین سان که صبا شده است عطار
از جور تو ام علاقه بندا بگسست علاقه جان افکار
رفتم تو و کابل ای پریرو گشتم ز محبت تو بیزار
یادت نکنم دگر چو عاصی از بسکه رمیدم از تو آزار
۸۷۶
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
