Machine transcription
صفحه (۱۸)
سال اول - مجله کابل
شماره (٤)
حیف است فطرت وصله مشتاق عمر وزید - دارد قصور همت ازین رنگ شاعری
کلکم بصفحه مشت غباری نشانده است - ورنه سخن حقیقت بادی است سرسری
آغاز شعر سرائی : - مرزا هنوز در مکتب بود که طبع موزونش بشعر
میل کرد و نخستین نظمی که از قریحه روشن و فکر روانش سرزد رباعی ذیل
است درشان یکی از همدرسان که اکثر قرنفل می خائید : -
یارم هر گاه در سخن می آید - بوی عجیبش از دهن می آید
این بوی قرنفل است یا نکهت گل - یا رایحه مشک ختن می آید
بعضی که رباعی فوق را شنیدند از سبب صغارت سن باور نکردند که از
مرزا باشد ازینجهه مدتی شعر میگفت و بکسی نشان نمیداد آنچه از طبعش
بداهة سر میزد بتدوین آن نمی پرداخت و بعضی را هیچ نمی نوشت . بعدها
درسن بیست بترغیب بعضی بتدوین اشعار خود پرداخته و بمرور زمان نسخه چند
فراهم آورد بعضی از مقالات نثر و اندکی نظم و مثنوی محیط اعظم و طلسم حیرت
او بیقین معلوم است که پیش از چهار عنصر گفته چنانچه خود دران کتاب از
هر کدام آن ذکر میکند . محیط اعظم را در سنه ١٠٧٤ نظم کرده و لفظ محیط
اعظم تاریخ اوست و درین وقت بیست سال عمر داشت . طلسم حیرت را هم غالب
آنست که در همین سالها نظم کرده چهار عنصر در سنه ١١١٦ تالیف یافته مرزا
قطعه بتاریخ آن گفته و این ابیات ازان است : -
دمی کاندیشه تحقیق پرواز - بفکر سال این تحریرها رفت
دو تاریخ از حساب آورد بیرون - که دخل شبهه خون گشت و خطارفت
نخست افزونی از اعجاز پرداخت - که از افراد هر عنصر فنا رفت
دوم در اجتماع چار عنصر - نحوست بود چون زنگ از صفا رفت
١١١٦
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
